Paymanemeli.com
    خانه    |     جستجو    |     بهترين ها    |     مطالب ارسالی   
برابر با جمعه، 12 سنبله، 1389
     


     

     اخرین اخبار
3  بانوهاشمی نماینده ولایت کندهار: خبر مرگ من اعلام شده است
3 فرار سپنتا از نیویارک و خود نمایی و خرامیدن قریشی در امریکا
3 نامه ی اعتراضیه عنوانی اداره ی امور ریاست جمهوری
3 مردم ننگرهار خواهان قانونمند شدن حضور نیروهای خارجی گردیدند
3 انتخابات ریاست جمهوری به تعویق نمی افتد،اما انتخابات پارلمان قبل از آنست
3 چهارصد پروژه انکشافی در ولایات شمالی کشور
3 مرکز پخش تلویزیون مشترک سه کشور پارسی زبان تعیین شد
3 عضو جبهه ملی ونماینده مجلس ویزرگ قوم علیزی درقندهار کشته شد
3 سردسته گروه تروريستي در هلمند دستگير شد
3  کاروان بزرگ اکمالاتی ناتو در وردک مورد حمله قرار گرفت

[ اخبار بيشتر ]


     





Space Usage:
1.95 GB allowed
288.98 MB used
1.67 GB left
 
14%
 

 سياست: احمدولي مسعود: نگذاريد نفس اعتماد ملي از نَفـَس بيافتد!

بعد از اين كه آقاي كرزي در انتخابات برنده شد ‏احساس كرد ديگران همه بازنده هستند و اعلام كرد كه  حكومت ائتلافي نمي خواهد و پروسه اعتماد سازي ملی به فراموشي سپرده شد ... امروز، سياست در افغانستان يك امر كاملا شخصي شده، از حالت دولت ملي و ‏منافع علياي كشور بيرون آمده است.‏.. قبل از بر گزاري انتخابات بايد حكومت وحدت ملي ايجاد گردد تا در انتخابات، ‏موفقيت بهتري را اميدوار شد. در مورد آينده هم تأكيد دارم كه بايد سيستم رياستي تغيير پيدا كند



احمد ولي مسعود در گفتگوي تلويزيوني با تلويزيون نور:‏

احمدولي مسعود: نگذاريد نفس اعتماد ملي از نَفـَس بيافتد!‏

سوال: جناب آقاي مسعود پس از يازدهم سپتامبر، سياست خارجي افغانستان را چطور بررسي مي نماييد؟

جواب: بعد از يازدهم سپتامبر يعني از زماني كه اداره موقت و عبوري به وجود آمد و مسووليت كشور را جناب آقاي كرزي به ‏عهده داشتند، سياست روشني وجود داشت و در واقع محور هاي سياست خارجي ما را عمدتاً جنگ عليه تروريزم و مبارزه ‏عليه مواد مخدر و مسأله مهم بازسازي در افغانستان تشكيل مي داد. و در اين خصوص اقبال مردم افغانستان و حكومت آقاي ‏كرزي در اين بود كه پيشبرد اين سياست، شكل جهاني يافت و كشورهاي زيادي كمك كردند تا بتوانند در توفيق اين سياست ‏افغانستان را ياري كنند.‏
و اين وضعيت در اداره موقت و عبوري و ابتداي حكومت آقاي كرزي، تطبيق مي شد. اما از زماني كه مسايل داخل كشور ‏قسماً ناهمگون و نابسامان شد، و نهادينه شدن مرجعيت ملي كه مردم آن را توقع داشتند، صورت نگرفت، سياست خارجي ‏افغانستان هم دستخوش بحران هاي مختلفي گرديد.‏
به عقيده من مهم ترين اصل اين است كه ما چطور بتوانيم مرجعيت ملي را در كشور حاكم كنيم تا بتوانيم بر اساس نفس اعتماد ‏ملي، سياست خارجي خود را پي ريزي نماييم. و روابط خود را با كشور هاي جهان بر اساس همان نفس اعتماد ملي، استوار ‏سازيم. از آن جاييكه در افغانستان پس از يازدهم سپتامبر شكل گيري يك مرجعيت ملي را اميدوار بوديم، متأسفانه در اندك ‏زماني، اين مرجعيت، دستخوش سياست هاي شخصي شد... بايد تذكر داد كه سياست خارجي هر كشوري منبعث از سياست ‏داخلي آن مي باشد.‏

سوال: جناب آقاي مسعود، ما در افغانستان شاهد برگزاري انتخابات بوديم و حكومت مشروع با رأي مردم به وجود آمد، علت ‏اين دگرگوني و ناهمگوني اي كه شما ذكر كرديد، چيست؟

جواب: موضوع انتخابات و عناويني از اين دست و حتي شعار هايي كه با عنوان دموكراسي مطرح مي گردد، بخودي خود ‏كافي نيست. چون در نظام هاي ديكتاتوري هم مي تواند پاي انتخابات و رأي مردم در ميان باشد و شعار هاي دموكراسي بهتر ‏بتوانند سرداده شوند موضوع عدالت را بهتر مطرح نمايند و خود را حق به جانب تلقي نمايند. اين يك موضوع است، اما مهم ‏اين است كه در يك كشور زماني كه سيستم و نظامي به نام مرجعيت ملي شكل مي گيرد، حكومت بتواند آن را نهادينه بسازد. در ‏افغانستان، با اين كه مردم به پاي صندوق هاي رأي رفتند و تعداد زيادي هم در اين انتخابات شركت كردند، و نسبت به آينده و ‏ايجاد يك مرجعيت ملي، اميدوار بودند اما به زودي دريافتيم كه آن اعتماد و باور آهسته آهسته بخاطر كار كردهاي حكومت، ‏كم رنگ و كم رنگ تر شده رفت.‏

سوال: آيا شما براين باوريد كه قبل از انتخابات گفته ها و عملكرد ها تصنعي بوده و به خاطر جلب آراي مردم صورت مي گرفته و ‏بعد از انتخابات جريانات به گونه ديگري شكل گرفت؟

جواب: بلي، من در گذشته هم بار ها به مسوولين دولت تأكيد مي كردم كه متوجه باشند كه افغانستان در حالتي نيست كه با طرح يك ‏انتخابات و دو انتخابات، ادعاهايي ايجاد شود كه بعضي ها خود را برنده اعلان كنند و كساني را هم بازنده قلمداد نمايند. اما بنا ‏بر دلايل مختلفي كه چندان هم پنهان نيست، بعد از اين كه آقاي كرزي در انتخابات برنده شد و رئيس جمهور كشور گرديد، وي ‏احساس كرد كه خودش برنده و ديگران همه بازنده هستند و بار ها اعلام كرد كه من حكومت ائتلافي نمي خواهم. موضوع نفس ‏اعتماد ملي و باهمي و اين كه چطور بتوانيم پروسه اعتماد سازي را عملي نماييم، به فراموشي سپرده شد. حال آن كه افغانستان ‏كشوريست كثيرالاقوام، در كشوري كه سي سال جنگ را پشت سر گذاشته است، موضوع ائتلاف يك امر حتمي و ضروري ‏است و نه تنها امروز بلكه احتمالاً در پنجاه سال آينده هم تنها حكومتي كه كار برد و كار آيي خواهد داشت، همين حكومت ‏ائتلافي خواهد بود.

اما آقاي كرزي پس از آن كه به رياست جمهوري رسيد، اعلام داشت كه افرادش را خودش انتخاب مي كند ‏و با هيچ كسي ائتلافي ندارد و نخواهد داشت. اين يك اشتباه بزرگ بود.‏ چندي پيش نتيجه چنين ادعايي را ديديم كه آقاي كرزي به وضوح در رسانه ها اعلام كرد كه از وزرا،  رؤسا و اراكين دولتي ‏خويش راضي نيست و از آن ها گلايه ها و شكايت ها نمود و حتي بعض شان را متهم به مسايلي ساخت. اما آقاي كرزي نبايد ‏فراموش كند كه اين افراد انتخاب خودش بوده اند و در اين قسمت مردم دخلي نداشتند. حتي بانيروهاي مطرح ملي كه با توان و ‏كمك و حمايت آنها، آقاي كرزي به حكومت رسيد، در اين خصوص هيچ مشوره و نظر خواهي صورت نگرفت. نتيجه همين شد ‏كه نه تنها مرجعيت ملي در كشور نهادينه نگردید، بالنوبه سياست خارجي ما نيز دستخوش حوادث، بحران ها و تنش هاي متعدد ‏شده است. و ديگراز آن تفاهم و اعتمادي كه در اوايل دوره جديد وجود داشت، خبري نيست. و هر كشوري مي خواهد منافع ‏خاص خود را در افغانستان دنبال كند.‏

س: بعضي كشور ها مي توانند نقش ميانجي را بين دو كشوري كه با هم مخالفت دارند، ايفا نمايند. به عقيده شما افغانستان مي ‏تواند نقش يك ميانجي را بين ايران و آمريكا بازي نمايد؟ و آيا اين كه كشور هاي مثل هند و پاكستان و ايران، گاه به افغانستان ‏نزديك مي شوند و گاه دور، افغانستان چطور مي تواند اين توازن را حفظ كند؟

جواب: هر كشوري كه مي خواهد نقش ميانجي را داشته باشد و تأمين كننده ارتباطات باشد بايد داراي يك قوت باشد.  اولين شرط ‏ايجاد قوت هم، ايجاد يك مرجعيت ملي در داخل كشور است.‏
اما اگر ما مي توانستيم از قوت يك مرجعيت ملي برخوردار شويم و يك برنامه ملي روشن مي داشتيم، مي توانستيم منافع ملي ‏افغانستان را تعريف كنيم، و يك تفاهم بين خودي را به وجود مي آورديم، و پروسه اعتماد سازي را تقويت مي نموديم، مي ‏توانستيم يك سياست خارجي روشن مي داشتيم. و اين دور و نزديك شدن كشور هاي مختلف، به افغانستان چندان حايز اهميت ‏نبود. و مي توانست در برابر روابط و موضع گيري هاي متعدد از جانب كشور هاي مختلف، توازن خود را بر قرار سازد. اما ‏از آنجايي كه
متأسفانه با حضور دولتمردان امروزي، سياست در افغانستان يك امر كاملا شخصي شده، از حالت دولت ملي و ‏منافع علياي كشور بيرون آمده است.‏
امروز مي بينيم كه اكثريت سياستمداران افغانستان كه در حكومت هم هستند، سياست خارجي افغانستان و حيات سياسي ‏افغانستان را تقريبا براساس حيات سياسي خودشان پيش بين مي شوند. و به اين مي انديشند كه با ساير كشور ها چطور وارد ‏تعامل شوند كه حيات سياسي خود شان محفوظ بماند، نه اين كه حيات سياسي كشور را در ساليان متمادي تأمين نمايند.‏

شك نكنيد كه كشور هاي مختلف هم منافع خودشان را در افغانستان دارند  عناصري هم كه در داخل دولت هستند، به دنبال ‏منافع خود مي باشند، همين امر موجب شده است كه امروز سياست خارجي افغانستان دستخوش چنين بحران ها گردد.

به عنوان ‏مثال خدمت تان عرض مي كنم، در دوره مقاومت، زماني كه من در انگلستان سفير بودم، يك سياست روشن وجود داشت، ‏سياست مبارزه بر ضد تروريسم، تعهد، وفاداري به سياست ملی و... همه اين ها عزم و اراده ملي  و منافع ملي، را به وجود آورده ‏بود كه تجلي آن در وجود رهبري مقاومت ديده مي شد. و همان بود كه نمايندگان سياسي افغانستان كه تمثيل كننده سياست خارجي افغانستان بودند، دقيقاً در راستاي يك برنامه ملي و ‏حمايت از مقاومت ملي حركت مي كردند و براي بارور شدن دستاوردهاي مقاومت ملي تلاش مي نمودند.

اما امروز روابط به ‏گونه ديگريست و بيشتر تلاش مي شود تا منافع خاصي را تأمين نمايد. و با در نظر گرفتن منافع شخصي، اطمينان به منافع ‏ديگران، در پي حفظ خود هستند. من در دوره حكومت عبوري و حكومت آقاي كرزي، تا چندي پيش به كار در سفارت مشغول ‏بودم، زماني كه هيأتي از كابل به انگلستان مي آمد، بيشتر مسووليني كه با ريس دولت همراه بودند، تلاش مي كردند، كه روابط ‏مستقيمي را با انگلستان داشته باشند و نمي خواستند كه سفارت در جريان امور قرار گيرد. حتي در ملاقات هايي ريس جمهور، ‏كه همراهي سفير حتمي بود، طوري برنامه تنظيم مي شد كه رييس جمهور به تنهايي وارد ملاقات و گفتگو مي شد. و سفير و ‏نماينده فوق العاده در ملاقات ها سهم داده نمي شد، وقتي اوضاع بدين منوال باشد، طبيعي است ساير كشور هايي كه با ‏افغانستان در تعامل هستند، در پي منافع خود باشند. آغاز اين روند ازبين خود ما شروع شد. اگر ما پروسه اعتماد سازي را ‏تكميل می كرديم و نيروهاي ملي در اعتماد با يكديگر به سرمي بردند، امروز شايد آن تفاهم جهاني هم از بين نمي رفت و سياستي ‏چنين نامتوازن و نامشخص در افغانستان پياده و تطبيق نمي گرديد.‏

سوال: اخيراً يك سري تنش ها در مورد افغانستان بين بريتانيا و آمريكا صورت گرفت، شما مي توانيد دقيقاً مرجع اين تنش ها را ‏بگوييد؟

جواب: من بار ديگر تأكيد مي كنم كه ما اگر دولتي با قاعده وسيع ملي به وجود مي آورديم، امروز مطمئناٌ اين تفاهم جهاني نمي ‏شكست. تنش ها زماني صورت گرفت كه افغانستان نتوانست توفيقي را كه دنيا و جامعه جهاني با حمايت گسترده خويش از ‏آن توقع داشت، به دست آورد. اين درست است كه جامعه جهاني هم در افغانستان در پي تأمين منافع خويش بوده و هست كه مي ‏توان جنگ بر ضد تروريزم، ضد تندروي، مبارزه بر ضد مواد مخدر را نام برد. اما منافع افغانستان در اولويت قرار دارد. ‏شكي نيست كه هيچ كشوري بدون هدف و در نظر گرفتن منافع خود، با كشور ديگري روابط ندارد.‏ اما دنيا بايد مي دانست كه براي مردم افغانستان اولويت هاي خودشان، اهميت بيشتري دارد.‏

سوال: به عقيده شما اگر مشكلات ناتو ميان سران بريتانيا و آمريكا حادتر شود، چه تأثيراتي را در افغانستان در پي خواهد داشت؟

جواب: ما اميدوار هستيم كه تفاهم جهاني در قسمت مشتركاتي كه بين افغانستان و جامعه بين المللي وجود دارد، ازبين نرود. ما ‏امروز مواجه با تروريسم بين المللي، و افزوني زرع و قاچاق مواد مخدر هستيم و درحالي كه تفاهم منطقوي نيز در حال ‏كمرنگ ترشدن است، بعيد نيست كه ما با منافع يك تعداد حلقات در خود منطقه مواجه شويم. و مطمئناً حفظ مشتركات و تفاهم ‏بين افغانستان و جامعه جهاني ضروري و امر بسيار حتمي است. اما زماني كه اين سؤتفاهم جامعه جهاني صورت مي گيرد، ‏تلاش بايد از داخل افغانستان به گونه اي شكل بگيرد كه منافع خودرا در اولويت قرار بدهيم. در اين خصوص، من اميدوارم  ‏براي ساختن و ايجاد مرجعيت ملي اي كه بتواند، حمايت جامعه جهاني را با خود داشته باشد، خيلي ديرنشده باشد. در حاليكه ‏دولت در افغانستان ضعيف تر شده مي رود و مشروعيتش با گذشت هر روز زير سوال رفته مي رود، همه مؤظف هستيم كه ‏دست به كار شويم و به عقيده من قبل از بر گزاري انتخابات بايد يك حكومت وحدت ملي ايجاد گردد تا در روند انتخابات، بتوان ‏موفقيت آينده بهتري را اميدوار شد. در مورد آينده هم تأكيد دارم كه بايد سيستم رياستي تغيير پيدا كند. اين سيستم در افغانستان ‏نمي تواند قناعت مردم را جلب و رضايت آن را تأمين نمايد. اين سيستم در افغانستان كار گرنبوده و نخواهد بود.‏

سوال: به عقديه شما كار كرد هاي دولت در چند سال اخير، تا چه اندازه از موفقيت برخوردار بوده است؟

جواب: شكي نيست كه دولت افغانستان در شش سال اخير توانسته دستآوردهاي خوبي داشته باشد، كه البته اين بيشتر مديون ‏حمايت هاي جامعه جهاني و مديون كار كرد مردم افغانستان مي باشد از آن جمله مي توان به ساختاري به نام پارلمان، ايجاد ‏ساختاري به نام قضائيه و ساختاري به نام اجرائيه اشاره كرد و نهاد سازي كه صورت گرفته است، يك امر مثبت است، ‏موضوع آزادي بيان و مطبوعات هم جزو دستاورد ها مي باشند، موضوع توجه جامعه جهاني به افغانستان در اين چند سال اخير ‏خيلي حايز اهميت است. كه البته با مقايسه به اين امكانات و شرايط از سوي جامعه جهاني و تشنگي مردم افغانستان به خاطر ‏ايجاد صلح و ثبات در كشور، دولت نتوانسته توفيق قابل توصيفي را  حاصل نمايد. گذشته ازينكه حالت اقتصادي مردم چگونه ‏است، نا امني ها به كجا سر ميكشند، نارضايتي ها چگونه عام گرديده است، بحران اعتماد چطور؟ فساد هاي مختلف دولتي و ‏رسمي دركجا نهفته است. مثال گونه امروز شاهد مي باشيم كه چه زمستاني سخت و طاقت فرسايي در افغانستان طي مي شود و ‏مردم به شدت آسيب ديده و در بحران به سرمي برند، اماحكومت نتوانست حتي در اين خصوص هيچ اقدامي نمايد.‏ فرصت هاي طلايي بسياري در اين شش سال به هدر رفت و صدمات زيادي به مردم و آينده وارد آمد، اما مهم ترين ضايعه اي ‏كه جبران آن با صرف ميليون ها دالر  سپري شدن سال هاي متمادي هم ممكن نخواهد بود، ازبين رفتن اعتماد ملي است.‏

سوال: جناب آقاي مسعود، به عنوان آخرين سوال، شما آينده را چطور مي بينيد؟

جواب: من به آينده ها سخت اميدوار مي باشم. حكومت ها مي آيند و مي روند، دولتمردان مي آيند  مي روند، و سياست بازي هائي ‏صورت مي گيرد و پشت سر هم مي روند، اما من باور دارم كه مردم افغانستان آگاهي دارند كه سياستمدار دلسوز كيست و ‏سياست باز كيست.‏
افغانستاني كه توانست در طول جهاد عليه اتحاد جماهير شوروي سابق موفقانه به پاي خود بايستد و دشمن را به شكست مواجه ‏سازد، افغانستاني كه در مقابل تروريزم و القاعده و پاكستان با راه اندازي مقاومت ملي ايستاده گي نمود. انشاء الله در آينده هم ‏مي تواند اين بحران را با هوشياري پشت سر بگذارد.‏
اما موردي را مي خواهم در اوضاع فعلي جداً هشدار دهم اينكه، در حاليكه بي ثباتي در جنوب دامنگير كشور است چه كسي ‏مي تواند ثبات را در باقي حصص كشور تضمين نمايد؟ قبل از اينكه دير شود، و كشور بطرف بي ثباتي بيشتري و خطرات ‏ديگري مواجه گردد، بايد هرچه عاجل تر دست بكار شد. در حاليكه
مطمئن مي باشم كه حمايت جامعه جهاني همواره با مردم ‏افغانستان خواهد ماند، اين بستگي به عملكرد نیروهاي ملي دارد كه دولت را وادار نمايند تا با سرنوشت مردم به تسامح عمل ‏نكند. نبايد بگذاريم كه نفس اعتماد ملي در افغانستان از نَفـَس ماند.‏



نکته : Massoud/ahmadwali.jpg

ارسال شده بوسيله payk
 
     لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد تحليل سياسي
· سایر مطالب نوشته شده توسط payk


پربازدیدترین مطلب در زمینه تحليل سياسي:
واژه شناسی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 3.88
تعداد آراء: 18


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


"احمدولي مسعود: نگذاريد نفس اعتماد ملي از نَفـَس بيافتد!" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چيه؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

كليه حقوق اين صفحه متعلق به پيمان ملي ميباشد
©2008 Paymanemeli

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.25 ثانیه