Paymanemeli.com
    خانه    |     جستجو    |     بهترين ها    |     مطالب ارسالی   
برابر با جمعه، 12 سنبله، 1389
     


     

     اخرین اخبار
3  بانوهاشمی نماینده ولایت کندهار: خبر مرگ من اعلام شده است
3 فرار سپنتا از نیویارک و خود نمایی و خرامیدن قریشی در امریکا
3 نامه ی اعتراضیه عنوانی اداره ی امور ریاست جمهوری
3 مردم ننگرهار خواهان قانونمند شدن حضور نیروهای خارجی گردیدند
3 انتخابات ریاست جمهوری به تعویق نمی افتد،اما انتخابات پارلمان قبل از آنست
3 چهارصد پروژه انکشافی در ولایات شمالی کشور
3 مرکز پخش تلویزیون مشترک سه کشور پارسی زبان تعیین شد
3 عضو جبهه ملی ونماینده مجلس ویزرگ قوم علیزی درقندهار کشته شد
3 سردسته گروه تروريستي در هلمند دستگير شد
3  کاروان بزرگ اکمالاتی ناتو در وردک مورد حمله قرار گرفت

[ اخبار بيشتر ]


     





Space Usage:
1.95 GB allowed
288.98 MB used
1.67 GB left
 
14%
 

 سياست: بحران جدید افغانستان، و نا کار آمدی راه حل های کهنه

احمد بهار چوپان:... صاحب نظرانی که تا امروز برای ریشه یابی بحران، اقدام کرده و راه حل ‏های مختلفی پیشنهاد نموده اند، عمدتاً دو مسئله را ارجحیت نهاده اند که یکی ‏تغییر استراتیژی کشور های بزرگ در قبال افغانستان، و دیگری دگرگون ‏سازی زیر ساخت های نظام برسراقتدار کنونی در افغانستان است. ‏ناکار آمدی ساختارکنونی حاکم برافغانستان، که اسیر خود محوری بوده و ‏فرصت های ایجاد شده را برای اهدافی کم ارزش برباد دادند، امریست که ‏دیگر برهیچ کس پوشیده نیست. ‏



بحران جدید افغانستان، و نا کار آمدی راه حل های کهنه

بحران در افغانستان هر روز گسترده تر شده و ابعاد وسیع تر، و رخ های ‏جدیدی بخود میگرد. ‏
سیاست گذران بزرگ جهان غرب، که زمانی مدعی شکست دادن کمونیسم ‏در خاک افغانستان بودند، به نظر میرسد امروزه در باز نمودن کور گره های ‏سیاسی – نظامی و اجتماعی این کشور به چالش کشیده شده اند، ازهفت سال ‏بدینسو قوای نظامی بین المللی ناتو – امریکا قادر به سرکوب تعدادی که ‏آنان را طالب – تروریست میخوانند، نشدند.‏
سال 2007 و آغاز سال 2008 میلادی، برای جهانیان و مردم افغانستان، ‏سالهای دلسردی بیشتر از رسیدن به آروز های چون امنیت، باز سازی، ‏رشد اقتصادی و ایجاد نظام قانونمند در افغانستان است. ‏
تنش های که اخیراً میان کشور های بزرگ  سیاست گذار برای آینده ‏افغانستان، رونما شده، حکایت از بمیان آمدن نقاط نظر ها و استراتیژی های ‏مختلف دارد و حتی بیم آن میرود که این چند دستگی در برنامه ها، سرآغاز ‏پارچه شدن پیمان ناتو باشد. ‏
اگر چه این امر، یعنی نبود یک استراتیژی واحد در نبرد با طالبان و ‏بازسازی ، یکی از عمده ترین دلایلیست که از به ثمر نشستن آن تلاش ها ‏کاسته است، اما تا هنوز راهکار جدید و مشترکی از جانب کشور های کمک ‏دهنده طرح نشده است. ‏
در این میان، موسسات تحقیقاتی، علمی و پژوهشی ، شخصیت های آگاه با ‏مسایل جهانی و شرق شناسان و افغانستان شناسان متعددی با توجه به ‏خصلت بحران کنونی، راهبرد های جامعه جهانی و ویژه گی های کشور ما ‏نظریاتی ارایه نموده اند، که هریک در جای شان قابل تعمق و با ارزش اند.‏

نکتۀ آفتابی یا هم دلیل روشن اینکه چرا با وجود مداخله مستقیم سربازان ‏خارجی، بنیاد طالب – تروریسم ، در کشور ما بر نیفتاد، را میتوان همانا ‏ارفاقی که در حق آنها – طالبان و تروریسم -  شد و تفاهماتی از نوصورت ‏گرفته با آنها دانست، که منجر به بازتولید شدن شان گشت، اما در جامعهء اروپا هستند بعضی از کشور ها که با روشن بینی به جریانات نظر کرده، ‏منافع منطقوی - جهانی را در پای منافع کشوری و مقطعی خویش قربان ‏نمی کنند، از آن جمله کشور آلمان که با وضاحت بیشتری سخن گفت و کوه ‏های هندوکش را خط مقدم جبهه غرب با تروریسم دانست، متاسفانه کشور ‏های دیگر با دید خاص خود به دنبال برنامه های هستند که تا هنوز نتیجۀ ‏مثبتی نداشته و آشفتگی اوضاع را بیشتر ساخته است.‏

افشا شدن رابطه های تناتنگ دولت انگلیس با طالبان، از طریق دو تن ‏نمایندگانش در کسوت دپلماتان ملل متحد و جامعهء اروپایی، که برنامه تحت پوشش گرفتن دو هزار تن طالب را اجرا ‏میکردند، بیانگر این حقیقت است که سیاست گذاران کشور های بزرگ ‏بدنبال اهداف مستقل خود اند و در دایرۀ منافع ملی خود می اندیشند و گام ‏میزنند. ‏
صاحب نظرانی که تا امروز برای ریشه یابی بحران، اقدام کرده و راه حل ‏های مختلفی پیشنهاد نموده اند، عمدتاً دو مسئله را ارجحیت نهاده اند که یکی ‏تغییر استراتیژی کشور های بزرگ در قبال افغانستان، و دیگری دگرگون ‏سازی زیر ساخت های نظام برسراقتدار کنونی در افغانستان است. ‏ناکار آمدی ساختارکنونی حاکم برافغانستان، که اسیر خود محوری بوده و ‏فرصت های ایجاد شده را برای اهدافی کم ارزش برباد دادند، امریست که ‏دیگر برهیچ کس پوشیده نیست. ‏


در حقیقت خشت اول این بنیاد در کنفرانس بن کج نهاده شد و حالا دیوار بنا ‏شده برآن بنیاد کج دار و مریز در حال بالا رفتن است، و لیکن هر روز ‏خشتی از آن فروریخته و سرها را می شکند. ‏توافقات بن، طرح جامع و فراگیری برای خشکانیدن ریشه های بحران نبود، ‏بلکه به مثابه داروی مسکنی بود که با گذشت زمان بی اثر شده و باعث ‏مقاوم شدن علل بیماری گشته، تا آنکه بار دیگر بیماری با شدت بیشتری عود ‏کند.‏
آنچه در آنزمان با شتاب آلودگی برمردم تحمیل شد، و مردم هم خواسته ‏ناخواسته برای رهایی از عفریت جنگ آنرا پذیرفتند، بگونۀ طرح شد و ‏عملی گشت که بطور خود کار از روی کار آمدن یک دستگاه یا نظام قانونمند ‏دموکراتیک جلوگیری می کرد. عقب گرایی و رجوع به چهره های رنگ ‏باخته، تکیه بر شگرد های آزموده شده و زمان زدۀ مثل " لویه جرگه" از ‏جملۀ بی شمار کاستی های فیصله های آن اجلاس است. ‏

جامعه جهانی ثمره تلاش هایش در افغانستان را بستر سازی برای انتخابات ‏ریاست جمهوری و ایجاد فضا برای قانون سازی میداند، و تیم دولت فعلی ‏این ها را دستاورد های عمده حکومت شان. اگر چه کشور ما تجربه کافی ‏در مشق دموکراسی ندارد، ولی سرآغاز این درس و مشق دموکراسی نیز، ‏بگونۀ نبود که آیندۀ سازنده داشته باشد. ‏
در لویۀ جرگه قانون اساسی، که راه به چادر مجلس گاه آن ، از محل جلوس ‏خلیل زاد ، عبور میکرد، لویه جرگه به مثابۀ بالا ترین مرجع قانون گذاری ‏شناخته شد و محمد ظاهر، شاه سابق ، به حیث بابای ملت ثبت قانون گشت.‏
حالا ما بابای دیگری هم در کنار پدر بزرگ های تنی مان داریم، لیکن به ‏خواسته های اصلی مان، حتی پس از رای دادن به جناب کرزیِ، و تصویب ‏آن قانون تحریف شده نرسیده ایم ، چرا؟  ‏
چون لویه جرگه، ریشه در سنت های دارد که ثابت شده هرگاه استعمار ‏میخواست دست نشانده ای را برما تحمیل کند، و به نا مشروعی مشروعیت ‏بخشد به آن متوسل میشد، و این سنت هیچ همرنگی و همزبانی با دموکراسی ‏و حکومت برخاسته از رای دموکراتیک و پارلمان ندارد.
در کشوری که پارلمان یکی از شاخصه ها یا  لازمه های مهم دمکراتیزه ‏سازی آن بحساب، آید به لویه جرگه و نماینده گان منتصب و انتخابی از ‏جانب رئیس جمهور نیازی نیست، و این پارلمان هست که  امر مهم قانون ‏سازی، یا تعدیل و تغییر احتمالی آنرا باید به دوش گیرد، نه لویه جرگه. ‏
از جانبی دیگر بکار بردن عبارت " در سنت سیاسی" افغانستان، درهیاهوی ‏که فریاد دموکراسی از هرگلوی به گوش میرسد، عقب گردی را در ذهن ‏تداعی میکند که بجای رفتن به سوی ایجاد سامانه های دموکراسی، مثل ‏پارلمان، که مرجع قانون گذاری باشد، آدم بخواهد از راه لویه جرگه به ‏دموکراسی و قانون جامع و  مثمر برسد. ‏
در لویه جرگه قانون اساسی، به عوض اینکه قانون از کاستی ها و کژی ها ‏پیراسته شود، به آن دستبرد زده شد، و مسخ گردید، در همان جرگه حکومت ‏مطلق العنانی – ریاستی تصویب شد و بار دیگر ثابت گشت که لویه جرگه ‏ها خاصیت کشاینده گی مشکلات کشوری چند ملیتی را ندارد و زمینۀ ‏خوبیست برای نهادینه سازی بی عدالتی در جامعه. ‏
شاید بیجا نباشد اگر  حضورآقایان " امین صیقل" و همکار ایشان آقای " ‏ویلیام مه لی " در خاتمه این یادداشت به عرض برسانم که " همراه شدن ‏نیتی صواب با روشی نا صواب کمترین عیبش اینست که نا ماندگار است"* ‏این حقیقت را عملی نگشتن نیات کشور های ذیدخل در مسایل افغانستان، و ‏ناکامی برنامه های تیم دولت برسراقتدار در کشور، بخوبی هویدا میسازد، و ‏باید پذیرفت که لویه جرگه آستانه بهشتی نیست که در راه ورود به مجلس گاه ‏آن، در محل جلوس خلیل زاد، به بسیاری وعده شده بود و برخلاف آنچه که ‏بعضی ها مصرانه تلاش دارند تا دموکراسی را با لویه جرگه ازیک نوع ‏جلوه دهند، در عالم سیاست چنین امری پذیرفتنی نیست. ‏
‏*- عبدالکریم سروش ، سخنرانی روشنفکری دینی  ‏
احمد بهار چوپان ‏
‏08/02/07 ‏



نکته : Youth/Bahar-chopaan3.jpg

ارسال شده بوسيله payk
 
     لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد تحليل سياسي
· سایر مطالب نوشته شده توسط payk


پربازدیدترین مطلب در زمینه تحليل سياسي:
واژه شناسی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 6


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


"بحران جدید افغانستان، و نا کار آمدی راه حل های کهنه" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چيه؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

كليه حقوق اين صفحه متعلق به پيمان ملي ميباشد
©2008 Paymanemeli

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.30 ثانیه