شهر كابل از دير باز است كه در اثر بي كفايتي حاكمان مستبد و نژادپرستان به دور از فرهنگ و هنر ساكت و بي جاذبه است ؛ اين شهر جز از اسم شهر و پايتخت ويژگي ديگر ندارد؛؛ لذا كابل از دهه هاي قبل روي آباداني و مهندسي شهري را نديده است. جنگ هاي دهه گذشته به ويراني آن افزود ؛ زمان حضور كشورهاي غربي بويژه آمريكا با شعار هاي فريبنده مقامات آمريكايي كه گفته بود : ما افغانستان را به الگوي آباداني در منطقه تبديل خواهيم نمود [1]! اين اميد در دل ساكنان آن ايجاد شد: كه اقلا مشكلات اين كشور و در قدم اول كابل بر طرف خواهد شد؛ ولي اكنون كه شش سال از آن شعارها مي گذرد ، نه تنها زخم هاي پيكر مجروع كابل التيام نيافته است بلكه در اثر كثرت انواع آلودكي صداي استغاثه و استمداد آن به گوش مي رسد: قلبم ايستاد ! مرا دريابيد كه مرگ آفرينان نامرئي و سايه مرگ آسمان و زمين مرا فرا گرفته است! ساكنان مرا آرام و تدريجي به سوي خود مي خواند. اگر در اثر جنگ و حملات تروريستي هر روز ده نفر در كشور كشته شود ! انواع آلودگي صدها تن را در كابل قرباني مي گيرد ! امروز كه وعده هاي دروغين استعمارگران هويدا و پرده از بخشي ماكت منويات آنها كنار رفته است؛ شايسته است مردم به فكر نجات خود باشند و گرنه هيچ بيگانه ي كشور را آباد نخواهد كرد ؛ زيرا اين سنت تكويني و قهري الهي است كه سرنوشت آنها به دست خودشان رقم خواهد خورد.[2] به گفته شاعر پارسي گو:
خدا آن امتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنویشت
به آن امت سروکاری ندارد که دهقانش برای دیگری کشت
و نيز خداوند اختيار زمين را به انسان واگذاشته است و آباداني آن را نيز خواسته است.[3] در اين مختصر به بخشي از عوامل مهلك آلودگي اشاره مي شود، اميد است مسئولين محترم براي حل آن چاره ي انديشي نمايد :
v مبارزه با علت ها به جاي معلول ها
مهمترين روش و عقلاني ترين راه براي مبارزه با هر نا هنجاري مبارزه با علت ها به جاي معلول هاست. انصافا دولت كرزاي در بخش صحت و درمان و خدمات پزشكي كارنامه مثبت دارد ؛ خصوصا دكتر فاطمي تلاش هاي ارزشمند انجام داده است ؛ و ميزان مرگ ومير كودكان و مادران كاهش چشم گير داشته است؛ ولي باز هم كافي نيست ؛ زيرا گذارشات دقيق و شواهد عيني نشان مي دهد كه ميزان انواع بيماري هاي قلبي و ريوي و آسيب هاي روحي و عصبي بويژه در كابل به مراتب افزايش يافته است ؛وعامل اصلي آن عدم سلامت محيط زندگي شهروندان است . تا زمان كه دولت مبارزه با علت هاي بيماري زا ننمايد ، مشكلات حل نخواهد شد ؛ كشورهاي بيگانه هر گاه احساس ترحم نمودند مقدار ماهي به ما دادند ؛ هيچ گاه ماهيگيري ياد نميدهند. اينك به بخشي از عوامل اصلي آلودگي شهر كابل اشاره مي شود:
v كوره هاي خشت پزي داخل شهر
يكي از عوامل نا به هنجار آلايندگي كوره هاي خشت پزي است كه متاسفانه در غرب كابل هنوز فعال است ؛ گرچه شاروالي كابل هيچ توجه به اين نواحي ندارد و صرفا عمال شاروالي از مردم به بهانه متعدد پول مي گيرد؛ اما به هر حال در غرب كابل بيش از يك ميليون انسان زندگي مي كند . در حالي كه در مركز اين بخش ده ها كوره خشت پزي است كه هميشه روشن است و ستون هاي از دود غليظ آسمان را تاريك ساخته است . غلام سرور يك تن از پاشندگان اين محل مي گفت : در اثر دود غليظ كوره ها ، حتي شب ها دريچه ها را نمي توانيم باز نمايم . مردم اطراف كوره ها با انواع بيماري تنفسي رو برو هستيم. شاروالي بايد جلوي چنين فعاليت ها را بگيرد وآن هارا به خارج از شهر هدايت نمايد و صدها هزار تن را قرباني منافع چند تن افراد محدود ننمايد.
v دود ناشي از دود موترها
متاسفانه از زمان حضور طالبان در افغانستان گمرك هاي افغانستان بر روي موتر هاي فرسوده كه در ساير كشورها در اثر نقص فني ودود زا بودن، حق تردد نداشتند، باز شد وكشورازاين جهت متحمل خسارات فراوان شد؛ زيرا هم سرمايه ملي در قبال موتر هاي فرسوده از كشور خارج مي شود و هم در اثر نقص فني انواع بيماري را به ارمغان مي آورند. دولت منتخب پس از روي كار آمدن نتوانست، يا نخواست جلوي آن را بگيرد! در حالي كه سايه مرگ در آسمان كابل از آثار چنين موتر هاي فرسوده است.
v گرد وغبار در اثر تخريب محيط زيست
تخريب وفرسايش محيط زيست يكي ديگر از عوامل آلودگي وگرد وغباردر شهركابل است. بررسي تمام عوامل كه سبب تخريب محيط زيست مي شود بحث ديگر است . ولي به صورت قطعي مي توان گفت عدم تعادل بين مرتع و مالداري يكي از عوامل اصلي فرسايش خاك و ايجاد گرد وغبار مي شود؛واگر مواشي چند سال ازكوه هاي كابل و اطراف جمع آوري شود ، در اثر رشد گياه و تثبيت خاك جلوي بخشي از گرد و غبار گرفته خواهد شد؛ ونيز تهديد باران هاي فصلي كه موجب سيل آب هاي فراوان مي شود، تبديل به نعمت وفرصت خواهد شد. سال گذشته سيلاب ها خسارات زيادي بر كابل وارد نمود.
v آلاينده هاي صوتي
يكي از آلاينده هاي مهلك و كشنده كه مردم ما از مضرات آن آگاهي ندارند، آلاينده ي صوتي است .[4] به هر صداي نابه هنجار كه باعث آذردن سيستم هاي عصبي شود آلاينده صوتي گفته مي شود ؛ مثل صداي اسلحه گرم ، انواع بم ها ، و رسانه هاي صوتي وتصويري ، و صداي طياره ها هر يك آلاينده صوتي به حساب مي آيد و سبب بروز انواع بيماري رواني و عصبي مي شود.[5] شهر كابل كه ركورد دار انواع آلودگي است مردمانش بيشترين قرباني به آن مي دهد. در شهر كابل هم شيطان صفتان و هم آنان كه ژست فرشته را مي گيرد، به مردم آسيب مي رساند ؛ طالبان ثروت و فرهنگ آوران بيگانه براي جلب توجه مشتريان خود صداي « ساز و آواز» را تا آخرين حد ممكن پخش مي كند ؛ هيچ متصدي و ناظر نيز وجود ندارد ؛ ولي صد تعجب از فرشته وشان،كه با داعيه تبليغ دين، سبب آزار و اذيت مردم مي شود ؛ به دليل در اختيار داشتن بلند گوهاي قوي مساجد وتكايا، گوش ، عصب ، و روح مردمان را نشانه مي گيرند! غافل از آن كه هيچ ديني آزار و اذيت انسان بي گناه را نمي پذيرد . در اسلام عزيز كه سرآمد اديان آسماني است، تمام مراجع و فقها چنين عملي را اجازه نداده اند و بارها فرموده اند : صداي بلندگوهاي مساجد صرفا براي اذان آن هم در حد اعتدال مجاز است و نبايد سبب اذيت مردم شود. در حالي كه در كابل يك ساعت قبل از اذان بلندگوها روشن، ونيز بعد از اذان و روزهاي جمعه صداي بلندگوها ديوارها را به لرزه مي آورد ؛ آن هم به اسم دين! .
v آب بهداشتي ودفع فاضلاب
افغانستان حد اقل در بخش آب هاي معدني بويژه شهر كابل سرآمد منطقه است؛ ولي در اثر بي كفايتي حاكمان سابق و موجود مردم ازاين نعمت بي بديل محروم مانده اند. و با صرف هزينه هاي زياد آب غير سالم و غير بهداشتي استحصال مي نمايند.در اثر شرب آب ناسالم، دچار انواع بيماري ناشي از آن مي شود . البته عدم جمع آوري زباله و نبود كانال دفع فاضلاب مزيد بر علت شده است.نود درصد مردم كابل از نعمت آب بهداشتي و خدمات شاروالي محروم اند . آنچه آمد گزارش عيني است كه جديدا انجام شده است ؛ با كمال تعجب نشريه مشاركت درباره شهر كابل در تاريخ1384 چنين مي نويسد :" دريغ آنهمه زحمت و رنجي که شاروال محترم و پرسونل زحمتکش شاروالي، درپاکي و صفايي نقطه نقطهء شهر کشيدند وعرق جبين ريختند وآبلهء دست و خشکي لب، ارمغان گرفتند!"[6]
نويسنده محترم از كدام پاكي و صفاي شهر مي گويد، آن هم دو سال قبل ؛ در حالي كه هم اكنون كابل استمداد مي كند كه : قلبم ايستاد ! و در اثر آلودگي و كثافات قلب كابل از تپش مانده است و هر روز صدها قرباني مي دهد و به همان اندازه انسان ها بي گناه روانه بيمارستان مي شود .
شايسته است يادآوري شود كه مبارزه با بخشي از آلاينده ها نيازمند هزينه مالي هنگفت است، كه كشور فعلا توان پرداخت آن را ندارد ؛ ولي به طور يقين بيشتر آلاينده ها با فرهنگ سازي از طريق رسانه هاي گروهي و پيام هاي بهداشتي كاهش چشمگير خواهد يافت ؛ و نيز خارج نمودن كوره هاي خشت پزي از شهر و جلوگيري از ورود موتورهاي فرسوده و نيز جمع آوري مال و مواشي از نواحي كابل براي دولت هزينه ندارد .
به اميد روزي كه كابل آباد ، سر از دل ويرانه ها برآورد ، نسيم بهاري و طراوت و شادابي را به كودكان خود سخاوت مندانه اهدا نمايد!
[1] Bbc چهارشنبه 01 مارس،2006
[2] رعد ،11وفاطر 43.
[3] هود ،61.
[4] http://www.razmpa.com/Pe/MedicalInformation/153.aspx
[5] http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=4057
[6] محمد عزيزي http://www.mosharekat.wahdat.net/index.php?num=88&id=328