ترور مصطفی کاظمی، نقطهء چرخش دموکراسی به خشونت
آقای کاظمی یک شخصیت سیاسی برجسته در جبههء ملی بود که دولت آقای کرزی آنرا یک اپوزیسیون عمده علیه خود حساب میکند. ضربه زدن به اعتبار آقای جلالی و حذف یک سخنگوی پرجاذبهء اپوزسیون- شهید کاظمی- تحایف حزب اسلامی حکمتیار به آقای کرزی است که پاداش آن تقرر جمعه خان همدرد به صفت والی قندوز، می باشد.
طالبان یا همدستان نقابدارشان در دولت؟
این برای اولین بار است که نمایندگان مردم هدف بمب های انتحاری قرار میگیرند. تا کنون قوای ناتو و یا پلیس و ارتش افغانستان هدف بمب گذاری های طالبان بوده است.
حملهء غیر مستقیم به افراد ملکی توسط طالبان آنهم در ولایتی مانند بغلان که حضور چندانی در آن ندارند، تاکنون بیسابقه بوده است. ذبیح الله مجاهد سخنگوی اصلی طالبان نیز صراحتاً دست داشتن طالبان درین عملیات را رد کرد. برعکس فعالان حزب اسلامی نزدیک به جمعه خان همدرد از دیر زمان به اینطرف در بغلان حضور قوی داشته اند. جمعه خان همدرد جدیداً بحیث والی قندز مقرر شده است. او که سابقاً والی بغلان بود و دراثر اعتراضات مردمی از آنجا اخراج و به جوزجان والی شد که از آنجا هم بعد از کشتار مردم در اوایل امسال اخراج گردیده بود.
والی بغلان آقای محمد علم اسحق زی که باید در معیت این هیئت عالیرتبه با 18 وکیل پارلمان می بود؛ بطرز اسرار آمیزی در صحنهء انفجار حاضر نبود. محمد علم اسحق زی بجای محمد علم راسخ والی قبلی بغلان مقرر شده است. علم راسخ بعد از برکناری جمعه خان همدرد به ولایت بغلان منسوب گردید اما بعد از آنکه از اسکان چند هزار ناقل در بغلان امتناع ورزید از کار برکنار و آقای محمد علم اسحق زی بجایش به صفت والی فعلی بغلان مقرر گردید.
تحفهء حزب اسلامی و پاداش متقابل:
در هنگامهء ورود علی احمد جلالی به کابل و شایعات مبنی بر تشکیل کمسیون های سه گانهء امنیتی، اقتصادی و سیاسی که قدرت رئیس جمهور کرزی را به شدت محدود می سازند، متحدین نقابدار حزب اسلامی آقای کرزی با ایجاد فضای رعب و وحشت و حذف رقیبان سیاسی کرزی درجبههء ملی کمک بزرگی به وی کردند.
نتیجهء شراکت سیاسی آقای کرزی با فعالان حزب اسلامی- که سابقهء طولانی در ترور شخصیت های ملی افغانستان دارد- این بار به کشته شدن سخنگوی سرسخت و پرآوازهء اپوزیسیون دولت یعنی شهید مصطفی کاظمی انجامید.
به این ترتیب از یکطرف تکنوکراتهای رقیب کرزی و قضیهء کمیسیونهای مهار کنندهء قدرت رئیس جمهور را زیر تأثیر فضای رعب و وحشت قرار دادند و از طرف دیگر، جبههء ملی را تضعیف نمودند و سرانجام در ابتدای مقرری جمعه خان همدرد به حیث والی قندز، آلهء فشار دیگری وارد کرده اند تا صدای اعتراضات بعدی را ضعیف نمایند.
یک روز بعد از آمدن علی احمد جلالی به کابل، این انفجار رخ داد. نباید فراموش کرد که در زمان وزارت داخله آقای جلالی ، عملیات نظامی-روانی-سیاسی منسجمی برای برکناری جنرال دوستم و اسمعیل خان رویدست گرفته شد که منجر به کشته شدن فرزند اسمعیل خان و برکناری وی از ولایت هرات شد. در همان زمان علیه جنرال دوستم هم سوء قصد انتحاری انجام شد و نهایتاً با یک منصب تشریفاتی دوستم را خانه نشین ساختند. از طرف دیگر اگر در نظر بگیریم آقای جلالی مخالفان جدی در داخل دولت آقای کرزی دارد، آیا نمی توان فکر کرد که کشتن آقای کاظمی طی عملیات تروریستی عظیم بغلان همزمان با رجعت آقای جلالی به کابل، نگاه های مشکوک را به سوی آقای جلالی معطوف نموده و اعتبار وی را قبل از محدود نمودن اختیارات آقای کرزی ضربه بزند؟
ضربه زدن به اعتبار آقای جلالی و حذف یک سخنگوی پرجاذبهء اپوزسیون- شهید کاظمی- تحایف حزب اسلامی حکمتیار به آقای کرزی می تواند باشد که پاداش آن تقرر جمعه خان همدرد به صفت والی قندوز، می تواند باشد.
این بمبگذاری تروریستی لااقل دو پیام و پیامد واضح دارد:
- ترور شهید سید مصطفی کاظمی و دیگر نمایندگان پارلمان، بمثابهء پایان زنگ تفریح دموکراسی و ختم رقابتهای مسالمت آمیز سیاسی در چارچوب قانون اساسی بحساب می آید. ازین به بعد احتمال رقابتهای خشن و خونین با حذف فیزیکی رقیبان در فضای سیاسی افغانستان قوت بیشتر میگیرد.
-جنگ از مناطق جنوبی و شرقی عمدتاً پشتون نشین به سمت شمال کشور در حال گسترش است. خطوط جدید آتش در مناطق با نفوس مخلوط منتقل گردیده است: انفجار در بغلان با نفوس مختلط تاجک-پشتون، تصرف گجران در ولایت دایکندی با نفوس مختلط هزاره-پشتون، تصرف گلستان، بکوا و خاک سفید در ولایت فراه با نفوس مختلط تاجک-پشتون، حملات در غورماچ ولایت بادغیس با نفوس مختلط ازبک –پشتون.
به این ترتیب، یک همگرایی در استراتیژی طالبان و کمیتهء بحران درارگ درمورد گسترش ناامنی ها به صفحات شمال دیده می شود.
الف، شارح، سه شنبه 15 عقرب 1386