Paymanemeli.com
    خانه    |     جستجو    |     بهترين ها    |     مطالب ارسالی   
برابر با جمعه، 12 سنبله، 1389
     


     

     اخرین اخبار
3  بانوهاشمی نماینده ولایت کندهار: خبر مرگ من اعلام شده است
3 فرار سپنتا از نیویارک و خود نمایی و خرامیدن قریشی در امریکا
3 نامه ی اعتراضیه عنوانی اداره ی امور ریاست جمهوری
3 مردم ننگرهار خواهان قانونمند شدن حضور نیروهای خارجی گردیدند
3 انتخابات ریاست جمهوری به تعویق نمی افتد،اما انتخابات پارلمان قبل از آنست
3 چهارصد پروژه انکشافی در ولایات شمالی کشور
3 مرکز پخش تلویزیون مشترک سه کشور پارسی زبان تعیین شد
3 عضو جبهه ملی ونماینده مجلس ویزرگ قوم علیزی درقندهار کشته شد
3 سردسته گروه تروريستي در هلمند دستگير شد
3  کاروان بزرگ اکمالاتی ناتو در وردک مورد حمله قرار گرفت

[ اخبار بيشتر ]


     





Space Usage:
1.95 GB allowed
288.98 MB used
1.67 GB left
 
14%
 

 طلوع: حمله دادستان کل بر آزادی بیان و توطئه علیه تلویزیون طلوع

 هارون امیر زاده ، لندن، ۲۱ اپریل ۲۰۰۷:- ... از مدتها قبل رفتار و ‏عملکرد های دادستان کل و سیاست های فرهنگ ستیزانه و ضد آزادی رسانه ها از طرف ‏وزیر فرهنگ و جوانان مایه نگرانی ها در میان آگاهان امور افغانستان در داخل و خارج ‏کشور بوده است.‏  ...واقعیت اینست که با توجه به ماهیت و نفس قدرت و گرایش تمامیت خواهی، گروه ‏های اقتدار گرا در حاکمیت افغانستان چندان علاقمند نهادینه سازی آزادی بیان و آزادی رسانه ‏ها نیستند.  آنها در آزادی بیان منافع شخصی و گروهی خود را در خطر می بینند.  آنها آزادی ‏رسانه ها را صرف در چهارچوب حفظ اقتدار خود می پذیرند، فرا تر از آن برای شان قابل ‏تحمل نیست.‏



حمله دادستان کل  بر آزادی بیان و توطئه علیه تلویزیون طلوع

اخیراً عبد الجبار ثابت دادستان کل کشور دستور حمله به تلویزیون طلوع را به پولیس ‏کابل به اتهام « اهانت» بخودصادر نمودند. اما پولیس بدون سند کتبی بر اساس دستور شفاهی ‏دادستان کل بگونه ای به شبکه تلویزیونی یورش بردند که فکر می شد، پولیس بر سنگر ‏نظامی کدام دشمن حمله ور میشوند.‏


‏ دستور حمله به تلویزیون طلوع از جانب دادستان کل ، رفتار مرموز وزارت ‏فرهنگ و جوانان درین ماجرا به نگرانی های زیادی دامن زد که از مدتها قبل رفتار و ‏عملکرد های دادستان کل و سیاست های فرهنگ ستیزانه و ضد آزادی رسانه ها از طرف ‏وزیر فرهنگ و جوانان مایه نگرانی ها در میان آگاهان امور افغانستان در داخل و خارج ‏کشور بوده است.‏


من برای نخستین بار آقای جبار ثابت را در یک نشست کوچک که در هنگام سفر ‏شان در شهر لندن برگزار شده بود آشنا شدم. در بحث های داغی که میان ایشان و یک تعداد ‏افغانها صورت گرفت، متاسفانه جناب شانرا خیلی احساساتی، بی حد خود خواه، متعصب ، ‏پرخاشگر و عقده پُر یافتم.  و به این نتیجه رسیدم که وی هر گز  بی طرفانه و منصافانه عمل ‏نخواهند نمود و شایستگی وی را در مقام دادستان کل به دیده شک نگریستم.‏
اما صرف نظر از برداشت های من در لندن ، در افغانستان توقع اکثریت مردم  از ‏ایشان بحیث دادستان کل این بود که ایشان بی طرفانه و دور از تعصبات سیاسی، قومی و ‏سازمانی  بحیث خدمتگذار مردم حق مظلومان را از ظالمان که در افغانستان و حکومت ‏کرزی صاحب کم نیستند، خواهند گرفت. اما  کارکرد های  آقای ثابت از زمان تقرر شان  ‏نشان می دهد که جناب شان تحت نام مبارزه با فساد   اداری و سپردن حق به حقدار، بیشتر ‏از وظیفه مقدس دادستانی سوء استفاده نموده و اهداف خاصی سیاسی  را تعقیب می نمایند .‏


‏ بسیاری ها حتا  منصفانه بودن مجازات برخی افراد را در برخی ولایات که تحت نام ‏برکناری و یا زندانی ساختن فاسدین صورت گرفته،  به دیده شک می بینند. برجسته ترین ‏مثال آن  برکناری و بدنام سازی جنرال امین الله امرخیل آمر پولیس میدان هوایی کابل است ‏که در مقابله و دستگیری  گروه های قاچاقچی مواد مخدر نقش مثبت داشته است، اما دادستان ‏کل از روی عقده شخصی بگونه غیر عادلانه وی را مجازت نموده اند.‏

دادستان یاغی را مهار کنید!‏


کشور کانادا که در حال حاضر میزبان خانواده آقای ثابت  در شهر مونتریال است، ‏اخیراً برخی مقامات این کشور جبار ثابت را« دادستان یاغی» نام گذاشتند که باید هر چه زود ‏تر مهار شود در غیر آن افغانستان را بی ثبات می سازد. به عقیده کاناداییها دادستان کل ‏افغانستان بر خلاف دیگر کشور ها کمتر از دانش در باره مسلک مقدس دادستانی  برخوردار ‏است.‏


به عقیده آرتور کنت خبرنگار سکای نیوز:«  مقامات واشنگتن در عقب ارتقای ‏عجیب و غریب جبار ثابت‎ ‎درین موقف عالی دولتی بودند. آقای ثابت یک دستیار ‏کهنه کار ‏گلبدین حکمتیار بود، که‎ ‎زمانی مطلوبترین رهبر چریکی ضد شوروی مورد نظر امریکایی ‏ها تلقی می گردید؛ اما حالا‎ ‎در صدر لست ‏تروریستهای تحت تعقیب امریکا قرار گرفته است. ‏در سال 1992 ارتباطات‎ ‎مستحکم آقای ثابت با حکمتیار منجر به از دست دادن شغلش در ‏صدای ‏امریکا گردید‎. ‎درخواست ورود مجدد جبار ثابت به خاک امریکا، رد گردید.  ‏آقای ‏ثابت ناچار داخل خاک کانادا شده‎ ‎نهایتاً به مونتریال مهاجرت نمود. وی یک چهرهء شناخته ‏شده در میان اجتماع افغانهای‎ ‎مهاجر آنجا بود. وی ‏در سال 2003 به کابل برگشت و بعنوان ‏وکیل دعاوی در وزارت‎ ‎داخلهء افغانستان مشغول کار گردید. سپس در یک چرخش عجیب و ‏غریب که ‏مشخصهء‎ ‎سیاستگذاری امریکا در افغانستان است، ثابت توانست ارتباطاتش را با  ‏یک مشاور ادارهء‎ ‎عدلی امریکا برقرار نماید که در جستجوی ‏نظرات مثبت کارشناسی ‏افغانها در مورد‎ ‎بازداشتگاه گوانتانامو بود. در نتیجه،‎ ‎آقای ثابت در رأس یک هئیت تفتیش ‏دولت‎ ‎افغانستان از گوانتانامو دیدار ‏کرد و اعلام نمود که «فقط یک یا دو» شکایت از‎ ‎زندانیان دریافت نموده است و «شرایط زندان گوانتانامو بسیار انسانی بوده و شایعات‎ ‎در ‏مورد ‏شرایط بد این زندان کاملاً نادرست است.»‏
سکای نیوز در ادامه می گوید:« بزودی پس از آن گزارش، بنا بر اظهار یکی از ‏دستیاران‎ ‎پرزدنت کرزی که شاهد جلسات متعدد درین مورد بود،‎  ‎سفارتخانه های امریکا و‎ ‎انگلیس ‏در کابل شروع به لابی کردن به نفع ترفیع و تقرر ثابت کردند‎.  ‎تنها‎ ‎یک ماه بعد آقای ‏ثابت کاندید لوی سارنوالی گردید. در اتاوا، یک سخنگوی ‏وزارت خارجه‎ ‎کانادا، هرگونه ‏دخالت اینکشور را در مقرری آقای ثابت انکار نمود، اما از هرگونه‎ ‎تبصره ای در مورد ‏اقامت کانادایی لوی سارنوال ‏افغانستان و نقش وی در رسوایی هروئین‎ ‎میدان هوایی کابل ‏خودداری کرد. همچنین در مورد این سوال که  آیا جبار ثابت ارتباطات‏‎ ‎گذشتهء خود با ‏حزب ‏اسلامی حکمتیار را از مقامات مهاجرت کانادا مخفی کرده ؟ ویا‎ ‎‏باوجودیکه همسر و پنج ‏اولادش در کانادا به سر می برند؛ برخلاف قوانین ‏کانادا، در‎ ‎آن کشور ازدواج دوم هم کرده ‏است؟ نیز جوابی ارائه نداد‎. ‎‏»(1) سایت پیمان ملی (جبار ثابت رفتنی است؛ اما به کابل‎ ‎یا ‏مونتریال؟) ترجمه داکتر سید اکبر زیوری.‏


متاسفانه خشونت، تکبر و پرخاشگری که  یکی  از صفات ذاتی گلبدین حکمتیار است، ‏در وجود  جناب ثابت دستیار سابق وی اکنون به اوج خود رسیده است. چون محترم ثابت در ‏پناه حمایت آمریکاییها در نتیجه معامله بر سر طالبان هموطنش در گوانتانامو صاحب قدرت و ‏مقام  کنونی شده است، بناً وی به هیچ کسی پاسخ گو نیست مگر نزد ارباب اصلی. ازینرو ‏برخی ها فکر می کنند غیر از آمریکاییها کسی وی را مهار کرده نمی تواند. ‏


وزیر فرهنگ و بحران فرهنگ‏
بسیاری ها فکر می کنند حمله به تلویزیون طلوع در نتیجه دستورآقای ثابت یک توطئه ‏سازمانده شده  است که به اشاره همتای وی آقای کریم خرم یکی دیگر از افراد مربوط به ‏تنظیم گلبدین، براه افتیده است.‏


از زمان تقرر خرم بحیث وزیر فرهنگ و جوانان نه تنها فرهنگ بلاکشیده ما دچار ‏بحران جدید شد، بلکه آزادی بیان و آزادی رسانه های مستقل هم زیر تهدید قرار گرفت. جناب ‏خرم در نخستین حرکتش رئیس دانشمند و پُر کار رادیو تلویزیون ملی افغانستان آقای نجیب ‏روشن را که تلویزیون ملی را در رقابت به رسانه های خصوصی از بحران بیرون کشیده ‏بود، مجبور به استعفا ساخت.‏


موضعگیری غیر مسئولانه و نقش خیلی منفی وی  در مورد رهایی جان شهید اجمل ‏نقشبندی از اسارت طالبان همفکر و همکیش جناب خرم به هیچ کسی پوشیده نیست. اگر در ‏هر جای دیگر دنیا چنین  حادثه ای اتفاق می افتید، بدون شک وزیر فرهنگ بی مسئولیت آن  ‏بی مجازات نمی ماند.‏
گفته میشود دولت کرزی برای تهدید بیشتر بر رسانه ها و فضای کار ژورنالیستان، ‏تغییراتی در قانون رسانه ها می آورد که این کار باعث بر انگیختن یک سلسله نگرانی ها در ‏میان آگاهان شده است. بگونه مثال آقای سانچارکی می گویند "از صدور اعلامیه امنیت گرفته ‏و بیانات رییس جمهوری در ۲۸ اسد سال گذشته که رسانه ها را تهدید کرد که به این شکل ‏نخواهد گذاشت، تا دست اندازی در قانون رسانه های همگانی و ایجاد تعدیلات بنیادی و اصلا ‏تغییر ماهیت قانون رسانه ها از سوی یک گروه فشار از حکومت و افراد همدست آنان در ‏داخل پارلمان، نشانگر تلاش هماهنگ نهادهای مختلف دولتی برای محدود کردن کار رسانه ها ‏در افغانستان است." ‏
واقعیت اینست جناب حامد کرزی در پنج سال گذشته  از رسانه های‏‎ ‎‏ دوستان خارجی ‏اش ازCNN، بی بی سی، نیویارک تایمز، تایمز لندن... گرفته تا رسانه های داخلی برای ‏تقویت موقعیتش بیش از هر گروه دیگر سود برده است، اما در یک سال اخیر در نتیجه ضعف ‏و نا توانی دولتش در امر رهبری کشور به یکبارگی رویکرد ضد رسانه های آزاد را در پیش ‏گرفته و هیچ گونه نقد بر آدرس دولتش را تحمل کرده نمی تواند.  در واقع رئیس جمهور توقع ‏دارد که رسانه های آزاد تمام معایب و اشتباهات دولت را از انظار جامعه کتمان کنند.   این ‏همان روشیست که طالبان نسبت به رسانه های آزاد در پیش گرفته است. در نتیجه رسانه های ‏آزاد در میا ن تهدید طالبسالاری از یک طرف و کرزی سالاری از طرف دیگر گیر مانده اند.‏


خط فکری طلوع و موضعگیری مخالفین‏
اما در مورد تلویزیون طلوع باید گفت بر اساس یک تحقیق بین المللی میدیا در ‏افغانستان ، تلویزیون طلوع پُر بیننده ترین شبکه صدا و سیما در افغانستان  است. مطابق به ‏تحقیقات مذکور جای دوم را بعد از طلوع، تلویزیون ملی دارد و تلویزیون آریانا جای سوم را ‏دارد. در میان تلویزونهای خصوصی، خطوط نشراتی تلویزیون آریانای آقای بیات بیشتر به ‏خط دولت نزدیک است و برای راضی نگهداشتن دولت نشرات می کند. اما این تلویزیون ‏بیشترین بیننده خود را در بیرون از مرزها دارد تا در داخل کشور. اکثریت نشرات آن بیشتر ‏از دوبی صورت می گیرد تا از کابل. ‏


محبوبیت  و موفقیت تلویزیون طلوع از سال 2004 بدینسو محصول برنامه های ‏متنوع و جالب سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و هنری آن است که در نتیجه زحمات ‏کارکنان و ژورنالستان فعال آن میسر شده است. افزون بر آن موفقیت  تلویزیون طلوع ‏همواره در زیر تهدید گروه های زورمند و حتابه قیمت جان برخی  ژورنالیستان بدست آمده ‏است.‏


تلویزیون طلوع صرف نظر از محبوبیت و دوستاداران زیاد، مخالفین و منتقدین هم ‏کم ندارد. بسیاری گروه های محافظه کار نشرات نسبتاً لبرال مطابق به واقعیت های جهان ‏امروز بخصوص در عرصه هنر و موسیقی پاپ و بر نامه های جالب برای نسل جوان را ‏تهدید به سنت های افغانی می شمارند. ازین نقطه نظر طلوع  در فضای خیلی دشوار نشرات ‏می کند. این در حالیست که در پرتو تکنالوژی جدید، هر شهروند افغانستان می تواند به صد ‏ها دستگاه تلویزونهای ماهواره یی خارجی به زبانهای مختلف و به زبان فارسی و پشتو دست ‏رسی داشته که هر گز کسی آنانرا تهدید و یا منع کرده نمی تواند.‏


تلویزیون طلوع نسبت به تمام تلویزیونهای دیگر منتقد سیاست های دولت و تمام ‏جریانات سیاسی رقیب و بازتاب دهنده واقعیت های زندگی افغانستان است. علاوتاً این ‏تلویزیون حامیان خارجی دولت را بخصوص سیاست های ناشفاف و نادرست و توهین آمیز ‏آمریکاییان نسبت به مردم افغانستان بخصوص در مناطق جنوب کشور را همواره به نقد ‏کشیده است. ‏


دولت همواره در صدد بهانه برای رسانه های آزاد بخصوص  برای تلویزیون طلوع ‏بوده است. در سال گذشته در نتیجه فشار های متواتر دولت، طلوع مجبور شد یکی از ‏برجسته ترین ژورنالیست های خود آقای رزاق مامون را که برنامه خیلی جالب سیاسی « ‏گفتمان» را تهیه می نمود، از تلویزیون برکنار نماید.‏


‏ از مدتهاست که تمامیت خواهان و تفوق طلبان حاکمیت کرزی مخالف کاربرد واژه ‏های ناب فارسی دری در رسانه های آزاد است. آقای خرم از همان لحظات تقررش بحیث ‏وزیر فرهنگ و جوانان فارسی ستیزی  و مقابله با وازگان اصیل فارسی را در صدر برنامه ‏کاری خویش قرارداده اند.‏


با آنکه آقای ثابت توهین به خود و تحریف سخنانش در پارلمان را انگیزه دستور ‏یورش به تلویزیون طلوع وانمود می سازند، اما انگیزه های اصلی مخالفت وی به طلوع ‏بیشتر سیاسی و زبانیست. چنانچه جناب ثابت می گویند تلویزیون طلوع اصطلاحات ملی را ‏استعمال نمی نماید. اما استعمال واژه گان اصیل زبان فارسی دری را جناب ثابت جرم می ‏شمارند.‏ واقعیت اینست که آقای ثابت وظیفه اصلی شانرا فراموش کرده اند و بجای آنکه فساد ‏لجام گیسخته را از نظام کرزی کاهش و پاک نمایند،حق مظلوم را از ظالم بگیرند، مصروف ‏کنترول واژه های فارسی و پشتو در رسانه های آزاد هستند.   ‏


‏ هر چند آقای خرم ظاهراً خود را در ماجرای حمله بر تلویزیون طلوع بی طرف ‏معرفی نموده و موضوع را در کمیسیون تخطی رسانه ها بر رسی می کنند، ولی واقعیت ‏اینست که  آقایان ثابت و خرم دو پشت و روی یک سکه و پیروان خط تعصب و تمامیت ‏خواهی اند که به کمک  دوستان غربی ایشان هم به آزادی انسانها می تازند و هم  به فرهنگ ‏و زبانشان. ‏


اما این تنها تفوق طلبان داخلی نیستند که به زور قوت های خارجی و زیر پا گذاشتن ‏قانون اساسی کشور دست به دسایس می زنند، تفوق طلبان مهاجر در خارج حتا در کشور ‏های آزاد غربی،  گوینندگان و نویسندگان فارسی زبان را بخاطر کاربرد واژه های ناب زبان ‏شان،  تهدید ومحکوم نموده، ده ها اتهام ناروا می بندند. برخی سایت ها و نشرات   فارسی ‏ستیز  فکر می کنند با تحمیل چند تا واژه  از زبان شان به زبان غنی و فراملیتی فارسی ‏دری، خدمت به زبان و فرهنگ خود می نمایند.‏


واقعیت اینست که با توجه به ماهیت و نفس قدرت و گرایش تمامیت خواهی، گروه ‏های اقتدار گرا در حاکمیت افغانستان چندان علاقمند نهادینه سازی آزادی بیان و آزادی رسانه ‏ها نیستند.  آنها در آزادی بیان منافع شخصی و گروهی خود را در خطر می بینند.  آنها آزادی ‏رسانه ها را صرف در چهارچوب حفظ اقتدار خود می پذیرند، فرا تر از آن برای شان قابل ‏تحمل نیست.‏


‏ در جامعه مثل افغانستان که سابقه  آزاد اندیشی و دیگر اندیشی و رسانه های آزاد ‏وجود نداشته است، انتقاد از عملکرد های  بازیگران  داخلی و خارجی در صحنه نظامی و ‏سیاسی  افغانستان، کاری آسانی نخواهد بود.‏


با این حال  مردم افغانستان در پرتو آگاهی های سیاسی و مدنی  علیرغم بی سوادی ‏گسترده و فقر شدید، مزه آزادی بیان  را برای اولین بار در پنج سال گذشته چشیده اند، ازینرو ‏تمامیت خواهان دولت حامد کرزی به مشکل خواهند توانست استبداد های سنتی را  باری ‏دیگر احیا نمایند. این در حالیست که در پرتو تکنالوی اطلاعاتی که فاصله زمان و مکان ‏خیلی نزدیک شده است، هر گز نمی توان جلو افکار آزاد را از انترنت  تا تلویریونهای ‏ماهواره ای گرفت.‏
ازین رو آزادی بیان  حق طبیعی و مشروع مردم افغانستان است که با حمایت ‏حکومت و یا بدون آن مبارزه و دفاع از آن ادامه خواهد یافت. ‏
حمله بر تلویزیون طلوع بدستور جبار ثابت  تحت هر بهانه ایکه باشد ، حمله بر ‏آزادی بیان و تعرض بر حق مشروع مردم افغانستان است.  ‏
‏ تلویریون طلوع تنها نیست، هزاران بیننده واقعیت بین از آن دفاع خواهند نمود.‏
از آزادی بیان‎ ‎‏ دفاع باید کرد!‏
‏ دشمنان آزادی بیان پیروز نخواهند شد!‏
هارون امیر زاده
لندن-21 اپریل 2007‏



نکته : Farhangi Figures/Harun.jpg

ارسال شده بوسيله payk
 
     لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد تحليل سياسي
· سایر مطالب نوشته شده توسط payk


پربازدیدترین مطلب در زمینه تحليل سياسي:
واژه شناسی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


"حمله دادستان کل بر آزادی بیان و توطئه علیه تلویزیون طلوع" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چيه؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

كليه حقوق اين صفحه متعلق به پيمان ملي ميباشد
©2008 Paymanemeli

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.30 ثانیه