Paymanemeli.com
    خانه    |     جستجو    |     بهترين ها    |     مطالب ارسالی   
برابر با جمعه، 12 سنبله، 1389
     


     

     اخرین اخبار
3  بانوهاشمی نماینده ولایت کندهار: خبر مرگ من اعلام شده است
3 فرار سپنتا از نیویارک و خود نمایی و خرامیدن قریشی در امریکا
3 نامه ی اعتراضیه عنوانی اداره ی امور ریاست جمهوری
3 مردم ننگرهار خواهان قانونمند شدن حضور نیروهای خارجی گردیدند
3 انتخابات ریاست جمهوری به تعویق نمی افتد،اما انتخابات پارلمان قبل از آنست
3 چهارصد پروژه انکشافی در ولایات شمالی کشور
3 مرکز پخش تلویزیون مشترک سه کشور پارسی زبان تعیین شد
3 عضو جبهه ملی ونماینده مجلس ویزرگ قوم علیزی درقندهار کشته شد
3 سردسته گروه تروريستي در هلمند دستگير شد
3  کاروان بزرگ اکمالاتی ناتو در وردک مورد حمله قرار گرفت

[ اخبار بيشتر ]


     





Space Usage:
1.95 GB allowed
288.98 MB used
1.67 GB left
 
14%
 

 مقاله: فساد اداری؛ پدیده ای از افغانستان تا امریکا
داکتر سید اکبر زیوری--  ۲۴ سپتمبر ۲۰۰۳-- ... ضمن اینکه فرازی از یادداشتهای مبارز شهیر کشور مرحوم غبار را در مورد کمک های فساد آلود امریکا در ‏پروژهء هلمند بعنوان یک شاهد تاریخی می آوریم، یک مقالهء تحلیلی- انتقادی چاپ شده در امریکا را نیز بمثابهء شاهدی بر ‏استمرار و تشدید آن روند فساد آلود کمک های امریکا به کشور های فقیر (و از جمله کمک امریکا به افغانستان در پروژهء جادهء ‏کابل-قندهار) به خوانندگان عزیز تقدیم می نماییم...

فساد اداری؛ پدیده ای از افغانستان تا امریکا

داکتر سید اکبر زیوری – 24 سپتمبر 2006‏ 
zadgah02@yahoo.co.uk

اینروز ها توجه افکار عمومی چه در داخل کشور ما و چه در کشور های کمک دهنده به پدیدهء نامبارک فساد اداری گسترده در ‏افغانستان جلب شده و آنرا بحق یکی از عوامل مهم بازدارنده در امر بازسازی و نوسازی کشور می دانند. ما ضمن اینکه بر ‏اهمیت مبارزهء فراگیر با فساد سیستماتیک اداری در افغانستان تأکید می نماییم، ولی اقدامات محدود آقای جبار ثابت را در این ‏زمینه ناکافی دانسته و مشکل اصلی فساد اداری را در ساخت سیاسی پاتریمونیالی (پدرشاهی) افغانستان و شبکه های متعدد و ‏عریض و طویل حامی-تحت الحمایه در دولت افغانستان می دانیم که در نبود فضای اعتماد ملی در سطوح کلان این شبکه ها در ‏یک جنگ قدرت اعلام ناشده با یکدیگر درگیر شده و امکانات عمومی را صرف مبارزات سیاسی خود می نمایند. نکتهء مهم درین ‏راستا اقدامات و سیاست های ناروشن و جانبدارانهء رئیس جمهور کرزی است که در تشدید بحران اعتماد ملی در سطح کلان و ‏بالنتیجه  در گسترش فساد سیستماتیک اداری نقش اساسی را داشته است. از طرفی، بُعد دیگر فساد مالی که مربوط به کشور های ‏خارجی اهداء کننده کمک ها می باشد را نیز مهم دانسته و بر رفع نواقص و نارسایی های سیستم بین المللی کمک ها تأکید می ‏نماییم. ‏
در همین راستا ضمن اینکه فرازی از یادداشتهای مبارز شهیر کشور مرحوم غبار را در مورد کمک های فساد آلود امریکا در ‏پروژهء هلمند بعنوان یک شاهد تاریخی می آوریم، یک مقالهء تحلیلی- انتقادی چاپ شده در امریکا را نیز بمثابهء شاهدی بر ‏استمرار و تشدید آن روند فساد آلود کمک های امریکا به کشور های فقیر (و از جمله کمک امریکا به افغانستان در پروژهء جادهء ‏کابل-قندهار) به خوانندگان عزیز تقدیم می نماییم. ‏

‏«... بعد از تطبیق پروژه وادی هلمند این نظر مردم (افغانستان) در برابر امریکا تغییر کرد و جای خوشبینی را بدبینی گرفت. ‏افغانستان که در طی جنگ جهانی دوم از فروش پوست قره قل خویش بیست میلیون دالر در امریکا ذخیره کرده بود و می خواست ‏با مصرف هفده میلیون آن پروژهء هلمند را تمام نماید، اینک دید که بیست میلیون ذخیره دالری او در دو سال از دست رفت و ‏پروژه ناتمام ماند. حکومت شاه محمود خان که بدستیاری محمد کبیر خان لودین وزیر فواید عامه (تحصیل کرده امریکا و رفیق الله ‏نواز خان هندوستانی) در دلدلزار پروژهء هلمند فرورفته بود، دو راه بیشتر نداشت: یا بیست میلیون دالر کشور را در آب ریخته ‏حساب کند. و یا برای تکمیل پروژه دست به قرضه دراز نماید. اینست که بانک وارداتی و صادراتی امریکا بیست و یک میلیون ‏دالر قرضهء پانزده ساله با ربح سه و نیم فیصد در سال 1949 (سال سوم پروژهء هلمند) به افغانستان پرداخت تا بمصرف امور ‏محولهء کمپنی (امریکایی) موریسن برسد... در حالیکه نرخ قره قل کشور در بازار امریکا روزبروز تنزل کرده می رفت تا قیمت ‏وسطی آن از 14 دالر و چهار سنت به 8 دالر رسید، و حاصل اسعاری آن در عوض تجهیز و لوازم صنعتی در دهن کمپنی ‏موریسن ریخته می شد. بالاخره فعالیت بی نتیجهء کمپنی موریسن با تبذیر و اسراف روز افزون آن از یکطرف، و بیکفایتی و ‏فقدان یک سیستم حسابی حکومت از دیگر طرف، مردم افغانستان را متوجه نالایقی حکومت و عاقبت نفوذ اقتصادی دولت امریکا ‏در افغانستان نموده لهذا صدای اعتراض مردم پر از یأس و استکراه در مقابل هر دو بلند شد. از همه بیشتر این صدای عمومی در ‏تالار پارلمان دورهء هفتم افغانستان منعکس گردید. پارلمانی که برای یکبار فرصت انتخابات آزاد و تشکل یافته بود... » ‏‏(افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم، صفحه 222) ‏


چگونه دالر های امریکا در افغانستان ناپدید می گردند: به سرعت و با دقت‏

سانفرانسیسکو کرونیکل – ان جونز 4 سپتمبر 2006---‏

نویسندهء مذکور ضمن طرح دیدگاه انتقادی از سیاست های بکار گرفته شدهء امریکا در افغانستان و عراق توجه خود را به علت ‏یابی شکست و فساد در روند بازسازی افغانستان معطوف نموده و بیشتر بر فساد سیستماتیک در کشور های کمک دهنده و در ‏رأس آن امریکا تأکید میکند. وی جواب رسمی مقامات امریکایی که مدعی گم شدن کمک های اهدایی امریکا در دستگاه اداری ‏افغانستان می باشند را ناکافی و گمراه کننده دانسته و می گوید اختلاس های عظیم وچندین میلیون دالری در واقع در سیستم کمک ‏دهی امریکا و قبل از آنکه این کمک ها به افغانستان برسد اتفاق می افتد. ‏

خانم ان جونز به گزارش یک سازمان غیر دولتی معتبر بنام اکشن اید مقیم ژوهانسبورگ افریقای جنوبی در جون سال 2005 ‏اشاره میکند که مدعی شده است فقط 40 درصد کمک های ادعایی کشور های ثروتمند به کشور های فقیر واقعی است و بقیهء ان ‏کمک های خیالی بوده که فقط روی کاغذ تحقق می یابد. حتی مخارج اعمار ساختمان شیک یک سفارت را نیز در اقلام کمکی آن ‏کشور به کشور کمک گیرنده می آورند. قسمت اعظم کمک های اهدایی هم اصلا کشور مبداء یعنی امریکا را ترک نمیکنند. ‏معاشات پرداختی به «متخصصان» امریکایی ‏USAID‏  که برای به اصطلاح کمک های تخنیکی به افغانستان می آیند اصلا از ‏بانک های امریکایی خارج نمی شوند. 47 درصد کمک های انکشافی امریکا تحت عنوان کمک های تخنیکی دوباره به امریکا ‏رجعت داده می شود. در حالیکه مثلا فقط 4 درصد کمک های سویدن و دو درصد کمک های لوکزامبورگ و آیرلند صرف  ‏کمک های تخنیکی شده و بنا براین دوباره به این کشور ها بازگردانده می گردد. ‏

‏ نحوهء دیگر بازگرداندن کمک های اهدایی امریکا به داخل امریکا عبارت از مقید کردن کشور های کمک گیرنده – مثلا ‏افغانستان- به خرید وسایل تخنیکی ساخت امریکا- حتی اگر وسایل مشابه ارزانتر ساخت کشور دیگری نیز در دسترس باشد (باید ‏همان وسایل گران قیمت امریکایی را با پول های کمکی امریکا خریداری کنند.) در حالیکه کشور های سویدن، ناروی، آیرلند و ‏انگلستان این شرایط را برای پولهای های کمکی خود نمی گذارند.  این در حالیست که 70 درصد کمک های امریکا منوط و ‏مشروط به این شرط یعنی خرید امتعه ووسایل امریکایی در پروژه های انکشافی کشور کمک گیرنده است. نتیجهء این پالیسی ‏کمک دهی این است که 86 سنت از هر دالر امریکایی کمک خیالی است که فقط روی کاغذ تحقق می یابد. ‏

بر طبق اهدافی که سالها قبل توسط سازمان ملل متحد تعیین گردیده و تقریبا تمامی کشور های جهان با آن موافقت کرده اند، کشور ‏های غنی و ثروتمند باید 0.7 فیصد (یعنی چیزی کمتر از یک درصد) در آمد ملی سالیانهء خود را به کشور های فقیر کمک ‏نمایند. تا بحال فقط کشور های اروپای شمالی (اسکاندیناوی)، هالند و لوکزامبورگ به این هدف نزدیک شده اند. (زیرا 0.65 ‏فیصد درآمد ملی سالیانهء خود را صرف کمک به کشور های فقیر می کنند)‏

در طرف دیگر، امریکا قرار دارد؛ با مقدار ناچیز 0.02 فیصد درآمد سالیانه ملی اش به کمک های خارجی- که معادل 8 دالر ‏برای هر شهروند امریکایی یعنی ثروتمند ترین ملت روی زمین در سال می شود- (در مقایسه با سویدن که هر شهروند سالیانه ‏‏193 دالر، ناروی 304 دالر و یک شهروند لوکزامبورگ سالیانه 357 دالر امریکایی را صرف کمک به کشور های فقیر ‏میکند.) ‏

دولت آقای بوش معمولاً برنامه های کمک های خارجی را بخاطر تبلیغات داخلی امریکا طور دیگری جلوه می دهد. مثلا پارسال ‏وقتی خانم بوش طی دیداری چند ساعته بکابل و عکس های نمایشی سفر کرده بود، نیویارک تایمز گزارش داد که ماموریت خانم ‏بوش «وعدهء تعهدات درازمدت امریکا برای آموزش زنان و اطفال» بود. لورا بوش طی سخنانی در کابل قول داد که امریکا یک ‏کمک اضافی 17.7 میلیون دالری را برای تقویت معارف درافغانستان ارائه می نماید. اما در حقیقت آن کمک قبل از سفر خانم ‏بوش اعلام شده بود و در عین حال بهیجوجه بخاطر تقویت معارف افغانستان ( ویا آموزش زنان و اطفال ) نبود؛ بلکه بخاطر ‏تأسیس یک دانشگاه امریکایی خصوصی سودآور در افغانستان اختصاص داشت. (اینکه چگونه یک دانشگاه خصوصی از حمایت  ‏دالر های مالیات دهندگان امریکایی سود می برد یکی دیگر از جنبه های عجیب و غریب کمک های دولت آقای بوش می باشد)‏

البته این امر یعنی تقویت شرکت های خصوصی امریکایی از طریق کمک های دولتی امریکا به کشور های فقیر، تبدیل به یک ‏رویهء خاص در سیاستگذاری کمک های خارجی امریکا شده است. اکنون نیز در حالیکه در افغانستان یک دولت بوجود آمده است ‏اما اکثر کمک های امریکا به شرکت های خصوصی امریکایی کانالیزه می شود. سیاست های بی رویه و بی حساب و کتاب ‏خصوصی سازی در افغانستان در کنار کمک های خارجی امریکا از طریق شرکت های خصوصی میکانیزم پیچیده ای را برای ‏انتقال دالر های مالیات دهندگان امریکایی به جیب ثروتمندان امریکا فراهم آورده است. و در این میان مردم بیچارهء افغانستان و ‏مالیات دهندگان بیخبر امریکایی هر دو متعجب می مانند که پس اینهمه دالر های کمکی به افغانستان به کجا می رود؟

رئیس بزرگترین موسسه کمک رسانی خارجی امریکا یعنی ‏USAID‏ در سال 2001 آقای اندرو ناتسیوز، کمک های خارجی  ‏امریکا را بعنوان « یک ابزار کلیدی و مهم در سیاست خارجی» امریکا معرفی نمود که برای کمک به سایر کشور هاست تا انها ‏‏« بازار بهتری برای صادرات امریکا شوند.»‏

برای تضمین این ماموریت، وزارت خارجه امریکا اخیرا کنترول و ادارهء ‏USAID‏ را که قبلا یک سازمان کمکی نیمه مستقل ‏بود، بدست گرفت. و از آنجاییکه هدف کمک های امریکا این است که جهان را تبدیل به مکان امن تری برای تجارت امریکا ‏نماید؛ ‏USAID‏ امروزه تجارت را از همان ابتدای روند کمک رسانی در نظر می گیرد. به این ترتیب که تقاضا برای پروپوزال ‏را برای عدهء اندکی از شرکت های خاص می فرستد و قرار داد ها را بمثابهء پاداش به مزایده کارانی که همواره برندهء قرار داد ‏ها بوده اند، اعطا می کند. (البته در زمان انتخابات لیست شرکت های مورد علاقهء ‏USAID‏ ممکن است تفاوت اندکی نماید.) ‏بعضی اوقات فقط یک شرکت را برای عقد قرار داد دعوت میکند، درست مانند همان پروسهء کارآمدی که هالیبرتون را در عراق ‏آنچنان مهم و سود ده ساخت. ‏

معیار ها برای انتخاب شرکت های طرف قرار داد هیچ ارتباطی با شرایط در کشور دریافت کننده کمک ها ندارد و رابطهء اندکی ‏با آنچه که شما ممکن است شفافیت بنامید، دارد. ‏

‏ مثلا جادهء کابل-قندهار را در نظر بگیرید که در وب سایت یو اس اید بعنوان یک دستاورد غرور آفرین معرفی شده است. ( که ‏البته در طی پنج سال این تنها دستاورد جاده سازی در افغانستان است). از این جاده در هفته نامهء کابل در مارچ 2005 هم یاد ‏شده است با این عنوان: «میلیون ها دالر بالای جاده ای درجه دوم به هدر رفت»‏

میرویس هارونی روزنامه نگار افغان گزارش داد که اگر چه دیگر شرکت های بین المللی حاضر بودند که این جاده را از قرار ‏فی کیلومتر 250000 دالر اعمار کنند، اما کمپنی «لوئیس برگر گروپ» این قرار داد سود آور را از قرار فی کیلومتر ‏‏700000 دالر تصاحب کرد. (طول کلی جاده زیر مسئولیت یو اس اید 389 کیلو متر و ارزش تقریبی آن نزدیک به 300 میلیون دالر است.) چرا؟ ‏جواب استاندارد و کلیشه ای امریکایی این است: امریکایی ها کار را بهتر انجام می دهند. (هرچند نه کمپنی برگر که در آن زمان ‏هنوز سالها از یک قرار داد دیگر خود به ارزش 665 میلیون دالر برای اعمار مکاتب عقب مانده بود)‏

شرکت برگر آن قرار داد برای اعمار یک جادهء باریک، و بی حاشیه را به کمپنی های ترکی و هندی دوباره قرار داد کرد از ‏قرار فی مایل (تقریبا 1.61 کیلومتر) یک میلیون دالر(یعنی از هر کیلومتر تقریبا 130000 دالر و از کل پروژهء 389 ‏کیلومتری جادهء کابل –قندهار  سود خالص معادل حدود 50 میلیون دالر عاید کمپنی امریکایی برگر گردید، آنهم بدون هیچ زحمت ‏و هزینه ای) و البته هر کسی می تواند کیفیت کار را نظاره کند که جاده دو سال بعد از اعمار در حال از بین رفتن است. ‏

و حالا در حرکتی که میزان نارضایتی از رئیس جمهور کرزی را زیاد تر و زندگی سربازان ناتو و امریکایی را بیشتر به خطر ‏خواهد انداخت، دولت امریکا بر دولت کرزی فشار آورده است که از این «تحفهء مردم امریکا» یعنی جادهء کابل-قندهار حق ‏العبور یا (تول) به مبلغ ماهانه 20 دالر از هر رانندهء افغان بگیرد. به این ترتیب، بر اساس محاسبهء مشاورین و متخصصان ‏امریکایی که کمک های تخنیکی فوق العاده ای!! را فراهم میکنند، افغانستان می تواند سالیانه 30 میلیون دالر از شهروندان فقیر و ‏گرسنهء خود از بابت این جاده جمع آوری نموده و از «بار» کمک های خارجی امریکا بکاهد. ‏

آیا جای تعجب خواهد بود که به نظر افغانهای عادی کمک های خارجی فقط مایهء خوشوقتی و در آمد برای خارجیان جلوه نماید؟ ‏افغانها شکایت می کنند که نصف پایتخت کشورشان هنوز ویرانه است، شکایت می کنند که مردم هنوز زیر خیمه ها زندگی ‏میکنند، هزاران نفر بیکار هستند، اطفال گرسنه هستند، مکتب ها بیش از حد مزدحم هستند، شفاخانه ها کثیف هستند، زنان هنوز ‏در زیر چادری های فرسوده وادار به گدایی شده و به فحشاء سوق پیدا میکنند، و بالاخره شکایت میکنند که اطفال برای بَرده گی ‏دزیده می شوند و یا بخاطر فروش گرده ها ویا چشمان شان کشته می شوند. ‏

افغانها حیران مانده اند که پول کمک های اهدایی به کجا رفته است و دولت دست نشانده در کابل  چه کاری کرده می تواند؟

مطالب مرتبط:

سایت پیمان ملی در اولین شمارهء جریدهء منتشر شدهء پیمان ملی در سال ۲۰۰۲ مقالهء جامعی را در مورد اصلاح ساختار اداری و مقابله با فساد اداری به نشر رسانده بود که اینک خدمت شما خوانندهء عزیز تقدیم می گردد:

اصلاح ساختار اداري :‏ موانع ، مشكلات و ميزان موفقيت آن در زمينه فرهنگ ، جامعه و سياست ‏افغاني




نکته : SAZ.jpg

ارسال شده بوسيله payk
 
     لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد تحليل سياسي
· سایر مطالب نوشته شده توسط payk


پربازدیدترین مطلب در زمینه تحليل سياسي:
واژه شناسی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


"فساد اداری؛ پدیده ای از افغانستان تا امریکا" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چيه؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

كليه حقوق اين صفحه متعلق به پيمان ملي ميباشد
©2008 Paymanemeli

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.50 ثانیه