Paymanemeli.com
    خانه    |     جستجو    |     بهترين ها    |     مطالب ارسالی   
برابر با جمعه، 12 سنبله، 1389
     


     

     اخرین اخبار
3  بانوهاشمی نماینده ولایت کندهار: خبر مرگ من اعلام شده است
3 فرار سپنتا از نیویارک و خود نمایی و خرامیدن قریشی در امریکا
3 نامه ی اعتراضیه عنوانی اداره ی امور ریاست جمهوری
3 مردم ننگرهار خواهان قانونمند شدن حضور نیروهای خارجی گردیدند
3 انتخابات ریاست جمهوری به تعویق نمی افتد،اما انتخابات پارلمان قبل از آنست
3 چهارصد پروژه انکشافی در ولایات شمالی کشور
3 مرکز پخش تلویزیون مشترک سه کشور پارسی زبان تعیین شد
3 عضو جبهه ملی ونماینده مجلس ویزرگ قوم علیزی درقندهار کشته شد
3 سردسته گروه تروريستي در هلمند دستگير شد
3  کاروان بزرگ اکمالاتی ناتو در وردک مورد حمله قرار گرفت

[ اخبار بيشتر ]


     





Space Usage:
1.95 GB allowed
288.98 MB used
1.67 GB left
 
14%
 

 نقد: آيا بناي شعر نيمايي متروكه شده است؟
عده‌اي از شاعران دليل اين امر را كه چرا امروز از اين قالب نو كم‌تر استفاده مي‌شود، تمام شدن ظرفيت آن و عده ديگري نيز سخت بودن اين قالب را دليل به كار نبردنش ازسوي شاعران ذكر مي‌كنند....


آيا بناي شعر نيمايي متروكه شده است؟ 

 

(ایسنا)
امروز به نظر مي‌رسد قالب نيمايي كم‌تر مورد استفاده قرار مي‌گيرد، و شاعران در قالب‌هاي ديگر و حتا كهن‌تر بيش‌تر طبع‌آزمايي مي‌كنند. عده‌اي از شاعران دليل اين امر را كه چرا امروز از اين قالب نو كم‌تر استفاده مي‌شود، تمام شدن ظرفيت آن و عده ديگري نيز سخت بودن اين قالب را دليل به كار نبردنش ازسوي شاعران ذكر مي‌كنند.
خبرنگار بخش ادب خبرگزاري (ايسنا)، در اين‌باره با تعدادي از شاعران و منتقدان گفت‌وگو كرد.
تمام‌شدن دوره‌ي قالب نيمايي!
يدالله مفتون اميني در اين‌باره معتقد است: سال‌هاست كه قالب نيمايي دوره‌اش تمام شده و به يكنواختي رسيده است.
وي با بيان اين مطلب كه قالب نيمايي ظرفيت كامل بيان مسائل اجتماعي و عشق را ندارد، متذكر شد: قالب نيمايي شايد مقداري از حرف‌هاي اجتماعي را توانسته باشد منعكس كند، ولي عشق را به آن صورت كه بوده، نشان نداده؛ درواقع عشق و عاطفه در شعر نيما ارضا نشد. نتيجه‌اش اين شد كه شاعران براي بيان عشق به سمت غزل و شعر سپيد رفتند و درنتيجه چالش ايجاد شد؛ چراكه روحيه ايراني هرگز خارج از عشق نبوده است.
مفتون درباره دليل ديگري كه امروز به شعر نيمايي كم‌تر پرداخته مي‌شود، گفت: شعر نيمايي بدون پرداخت كامل نتيجه نمي‌دهد؛ اين شعر به ويرايش زيادي نياز دارد و به اين دليل است كه عوالم عاطفي در آن از بين مي‌رود.
ساخت‌هاي نيمايي منسوخ نشده‌اند!
اما محمدعلي سپانلو اعتقاد دارد كه ساخت‌هاي نيمايي هنوز منسوخ نشده‌اند و اين آفرينش شاعر است كه تعيين مي‌كند در قالب نيمايي يا هر قالب ديگري شعر بسرايد.
او گفت: هيچ سبك و قالبي، قالب ديگر را منسوخ نمي‌كند و ادبيات هرگز مرهون قالب‌هايش نبوده‌ است؛ ادبيات سرگذشت روح انسان است و مي‌تواند قالب يا سبك را به خود بگيرد.
اين شاعر در عين حال معتقد است: امروز ديگر لازم نيست كه شاعران با همان طرز بيان نيما شعر بگويند. قالب نيمايي يكي از وسايلي است كه شاعر مي‌تواند در آن كار كند؛ يا گرفتار آن مي‌شود و مي‌تواند شعرهاي نيمايي خوبي خلق كند يا در آن حركتي نمي‌كند و ساكن مي‌شود، اما درنهايت آفرينش شاعر است كه تعيين مي‌كند در چه قالبي بسرايد و نمي‌توان تعيين كرد كه شاعري مثلا در قالب سپيد يا نيمايي شعر بگويد.
قالب نيمايي و هنوز به نيمه نرسيدن ظرف آن
سيروس نيرو نيز در اين‌باره گفت: شايد امروز ظرف قصيده و غزل پر شده باشد، اما هنوز ظرف شعر نيمايي به نيمه هم نرسيده است.
او افزود: نيما يوشيج از غول بزرگ ادبيات كلاسيك عبور كرد و كاري قانونمند در شعر فارسي را پي نهاد، اما به اندازه كافي روي آن كار نشد. در حالي‌كه شاعران ما يك‌باره از اين قالب به قالب ديگري پريده‌اند و گمان مي‌كنند كه اين سبك ديگر جاي كار كردن ندارد و حالا بايد روي قالب‌هاي نوتري كار كرد. امروز هنوز بايد روي شعر نيمايي كار كنيم و بگذاريم 40 يا 50 سال از آن بگذرد، آن‌وقت شعر ما خواه ناخواه به جلوتر حركت خواهد كرد و از اين قالب نيز عبور مي‌كند؛ ولي امروز هنوز زمان گذشتن از آن نرسيده است.
اين شاعر برعكس مفتون اميني معتقد است كه بسياري از مضامين را مي‌توان در قالب نيمايي به كار برد؛ اما اين‌كه شاعران امروز از آن كم‌تر استفاده مي‌كنند، به دليل تنبلي آنان است.
نيرو متذكر شد: امروز شعرهايي كه به اسم شعر نيمايي سروده مي‌شوند، به هيچ‌عنوان شعر نيمايي نيستند و ديگر هم نمي‌توان به كسي فهماند كه شعر نيمايي چيست؛ چرا كه امروز هر كه شعر نو مي‌گويد، گمان مي‌كند شعر نيمايي سروده‌ است.
شاعران قالب‌ها را نمي‌شناسند!
منصور اوجي استفاده نكردن شاعران امروز را از قالب نيمايي، ناشي از شناخت نداشتن آن‌ها دانست و افزود: همه قالب‌ها هنوز خواننده دارند، ولي شاعران چون آن‌ها را نمي‌شناسند، ترجيح مي‌دهند شعر سپيد بگويند.
وي گفت: در شعر كلاسيك هنوز قالب‌هايي داريم كه ظرفيتشان تمام نشده؛ چه رسد به شعر نيمايي كه مدت زيادي از پيدايش آن نگذشته است. اگر كسي مي‌گويد كه امروز ظرفيت قالب نيمايي تمام شده، به اين دليل است كه توانايي شعر گفتن در اين قالب را ندارد. اگر شاعري به معناي واقعي شاعر باشد، تمام سبك‌ها و قالب‌ها را مي‌شناسد و كار شعري‌اش را ابتدا با آن‌ها شروع مي‌كند و آن‌وقت سراغ قالب‌هاي ديگر مي‌رود؛ ولي شاعران امروز ما نه شعر كلاسيك را درست مي‌شناسند و نه شعر نو و نيمايي را و چون نمي‌شناسند، مي‌گويند دوره شعر نيمايي تمام شده است.
اوجي يادآور شد: شعر وقتي مي‌آيد، شاعر تعيين نمي‌كند كه در چه قالبي باشد؛ ممكن است شعر در قالب كلاسيك، نيمايي يا سپيد بيايد و اين خود شعر است كه تعيين مي‌كند در چه قالبي بايد باشد. هنوز هم جاي كاركردن روي بسياري از قالب‌ها وجود دارد و شاعر تعيين‌كننده قالب نيست. امروز هنوز مي‌توان روي قالب نيمايي كار كرد تا ظرف آن پر شود و بعدا سراغ قالب تازه‌تري رفت.
قالب نيمايي و طبيعي بودن عبور از آن
اما به‌گفته محمود معتقدي، اين‌كه چرا امروز ديگر از وزن‌هاي نيمايي استفاده نمي‌شود، به اين دليل است كه جامعه ادبي به حركت‌هاي تازه‌اي در شعر نياز دارد.
او معتقد است: ظهور نيما يوشيج و شعر نيمايي در مقطعي، شيوه‌اي انقلابي در شعر امروز بود كه پيروان خاص خود را نيز داشت و در اواخر دهه 20 و اوايل دهه 30 در دوران اوج بود. اما از آن‌جا كه هر پديده‌ي ادبي درجا نمي‌زند و حركت‌هاي تازه‌اي دارد، در شكل‌بندي شعر امروز نيز كساني كارهاي تازه‌اي انجام داده‌اند؛ مثلا احمد شاملو از وزن‌هاي نيمايي عبور، و سبك و سياق خاص خود را در شعر پايه‌گذاري كرد.
وي تاكيد كرد: امروز عبور از قالب نيمايي طبيعي است؛ همان‌طور كه در دهه 40 مشخصه‌هايي چون شعر ناب‏ و شعر حجم به وجود آمد و صداهايي ديگر در شعر آن زمان بود كه امروز ديگر كم‌تر كسي از آن‌ها استفاده مي‌كند.
قالب نيمايي و نشان ندادن خود به تمامي
مظاهر شهامت نيز در اين‌باره گفت: هر قالب از جمله قالب نيمايي به واسطه ساختار مشخصي كه دارد، توان اجرايي محدودي را پيش مي‌كشد.
قالب نيما مثل قالب‌هاي ديگر - چه در تئوري و چه در تجربه - حجمي از امكانات اجرايي را براي شعر ارايه خواهد داد، پس چنين حدودي پاسخگوي كامل توقعات امروزين شعر نمي‌تواند بوده باشد.
به اعتقاد وي، ايده‌هاي شعر و ادبيات از بايدهاي ترتيبي تبعيت مي‌كند‎؛ يعني الزامي وجود ندارد كه شاعران ما حتما آن‌قدر از يك قالب - در اين‌جا از قالب نيمايي - استفاده كنند تا بالاخره معلوم شود كه ديگر كارآيي ندارد و آن‌گاه سراغ يافته ظرفيت‌هاي جديدي بروند.
شعر نيمايي و ناشناخته ماندن آن
شاپور چوركش مشخصا به شاعران جنبش دهه 70 اشاره كرد و گفت: اين طيف براي تحكيم شعر و تئوري خود هم كه شده از روي‌آوردن به نظريه نيما ناگزيرند.
او افزود: يكي از عوامل خاموش ماندن شعر دهه 70 ، ضعف تئوري آن بود و شعر نيمايي يعني شعري كه بر پايه مدارا و دموكراسي طراحي شده تا دهه 50 از بستر لازم برخوردار نبود و به همين جهت ناشناخته ماند.
وي با اشاره به كتاب "بوطيقاي شعر نو" كه در آن به طور مشروح به شعر نيما يوشيج و استفاده از قالب نيمايي پرداخته، يادآور شد: بحران شعري كه امروز گريبان‌گير هنر ملي ماست، همان است كه نيما 60 سال پيش به آن پي برده و براي رفع آن پيشنهادهايي داده است كه "ميدان ديد تازه" محور آن است.
مرد ميدان شعر نيمايي نيست
همچنين كاظم سادات اشكوري ذر اين زمينه عنوان كرد: دوره‌ي شعر نيمايي به‌سر نيامده، عصر شاعرانش به‌سر آمده است.
وي ادامه داد: اغلب شاعران نيمايي با آگاهي از شعر گذشته و آشنايي با وزن و تبحر در سرودن شعر در قالب‌هاي شعر گذشتگان، شعر نيمايي يا آزاد سروده‌اند و هنوز هم مي‌سرايند؛ اما اغلب شاعران سپيدسرا از اين موهبت بي‌بهره‌اند و مدعي‌اند كه طرحي درانداخته‌اند، غافل از آن‌كه نمي‌توان بي ‌آشنايي با گذشته طرحي نو درانداخت، چرا كه نو ادامه كهنه است و مدرن ادامه سنت.
وي معتقد است: هنوز در شعر نيمايي مي‌توان نوآوري كرد و به فضاهاي تازه دست يافت، اما مرد ميدانش را نمي‌بينيم يا سراغ ندارم.
اين شاعر با اظهار اميدواري به اين موضوع كه شايد در آينده شاعري از راه برسد و روزنه‌اي ديگر به جهان شعر نيمايي بگشايد، در پايان به خبرنگار ايسنا گفت: شايد از ميان اين همه شاعر چند نفري راه خود را بيابند و سربلند از ميدان به‌ درآيند.
خنثا شدن شعر نيمايي به عنوان مركز ژانر شعري
اما محمد آزرم در اين باره معتقد است: امروز باقي ماندن شعر در يك‌سري از قواعد از پيش تعيين‌شده، ديگر طرفداري ندارد.
اين شاعر گفت: امروزه شعر نيمايي با ديگر موقعيت‌‏هاي "شعر بودن"، وارد جرياني از آميختگي و التقاط شده و تسلط و قدرت آن، به عنوان "مركز ژانر شعر"، در كنار ديگر موقعيت‌‏هاي شعر بودن خنثا شده است؛ پس موقعيت نيمايي شعر، همچنان هست و خواهد بود، اما نه آن‌چنان كه نيما مي‌خواست.
سخت بودن قالب نيمايي و استفاده نكردن از آن
صابر امامي هم معتقد است: يكي از دلايل به‌كار گرفته نشدن قالب نيمايي توسط شاعران، سخت بودن آن است. نيما در عين اين‌كه راه و ميدان را براي مانور دادن شاعر باز كرد، ولي او را رها نكرد و شاعر در عين تسلط بر وزن عروضي، به توانمندي‌هاي ديگر نيز بايد وارد باشد.
او اظهار داشت: واقعيت اين است كه هرچند قالب نيمايي ميدان و ديد تازه براي شاعر ايجاد كرده، اما اگر منصفانه نگاه كنيم، برعكس نظر عده‌اي، اين موضوع كار را براي بعضي‌ها سخت‌تر كرده است
وي با بيان اين مطلب كه گاهي در شعرهاي شاعران كلاسيك به دليل پر كردن خشت‌ها، حرف‌هاي نالازم در شعر مي‌آيد، ادامه داد:‌ كار كردن در وزن سنتي در عين محدوديت آسان بود، ولي در كار نيمايي در عين توسع، كار مشكل مي‌شود؛ زيرا كوتاه و بلندي جمله‌ها را به طبيعت گوينده مي‌سپارد؛ اما واگذاشتن كلام به شاعر، بستگي به فهميدن درست و به كار گرفتن آن‌ها نيز دارد؛ به كار گرفتن اين اصول آسان نيست و به اين دليل شاعران كم‌تر به قالب نيمايي مي‌پردازند.
شعر غيرمتعهد به جاي شعر انساني نيما
كيومرث منشي‌زاده نيز در اين‌باره گفت كه شاعران از پتانسيل‌هاي شعر نيما نتوانستند استفاده كنند.
به اعتقاد او، اگر شاعران نتوانستند از پتانسيل‌هاي شعر نيمايي به طور كامل استفاده كنند، به اين دليل بود كه شعر نيما يوشيج تنها شعري است كه دستگاه مختصات دارد. شايد وجود همين دستگاه مختصات كه موجب اشكالاتي در استفاده آن مي‌شد، باعث شده شاعران به شعرهاي آسان‌تري روآورند.
وي همچنين برداشت شاعران را از قالب‌هاي نيمايي، برداشت غلطي ذكر كرد و در توضيح آن متذكر شد: شاعران با همين برداشت غلط كه نيما خواسته است با قطع نظر از قافيه، شعر را آسان‌تر كند، آمدند و از وزن هم قطع نظر كردند؛ در حالي كه شعر بي‌وزن، خود نوعي از شعر است كه در اروپا هم متداول بود و آن هم ضوابط خود را داشت.
قالب نيمايي و احياي آن
اما عمران صلاحي معتقد است: شايد در آينده قالب نيمايي در قالبي ديگر و نامي جديد دوباره احيا شود؛ چراكه اين قالب هنوز ظرفيت بسياري دارد.
به گفته او، قالب نيمايي همچنان جا براي كار كردن دارد؛ كما اين‌كه قالب‌هاي كلاسيك شعر بعد از گذشت هزار سال همچنان كاربرد دارند و در آن قالب‌ها هنوز شعر سروده مي‌شود. با توجه به اين موضوع، قالب نيمايي كه ديرزماني از آن نگذشته است، هنوز ظرفيت كار كردن دارد.
وي استفاده نكردن شاعران امروز را از قالب نيمايي، مقطعي دانست و توضيح داد: در دوره‌اي شاعران به غزل توجهي نشان نمي‌دادند، اما امروز مي‌بينيم بيش‌تر شاعران در اين قالب كار مي‌كنند. به‌نظرم قالب نيمايي به زودي احيا خواهد شد و به صورت نوتر ظرفيت‌هاي خود را نشان خواهد داد؛ چراكه هنوز جاي بسياري براي كار كردن دارد.
شاعران امروز و نشناختن وزن و شعر فارسي
عليرضا طبايي معتقد است: اكثر شاعران ما از ظرفيت‌هاي و قابليت‌هاي قالب‌ نيمايي در شعر معاصر بي‌خبرند و دليل عمده‌اش هم نداشتن شناخت از شعر فارسي است.
وي با بيان اين مطلب كه شاعران از دو ديدگاه با ابزار ادبيات و سرايش بيگانه‌اند، افزود: اولين ديدگاه اين ‌است كه وزن را نمي‌شناسند و با آن بيگانه‌اند و چون نمي‌شناسند، فكر مي‌كنند وزن يك عامل مزاحم و عرضي است و در لحظه سرودن شعر، باعث مي‌شود شاعر رشته انديشه و شكل سرايشش را از دست دهد و انديشگي‌اش مختل شود.
اين شاعر گفت: متاسفانه طيف وسيعي از شاعران ما كه به سراغ قالب‌هاي سنتي و نيمايي رفته‌اند، با وزن بيگانه‌اند. امروز اكثر كساني را كه به نثر روآورده‌اند، شاعر نمي‌دانم، بلكه آن‌ها بيشتر ناثرند و منثور مي‌نويسند و تنها كارشان اين است كه سطرها را زير هم بنويسند كه اين گروه از جريان شاعري به طور كامل بهره نبرده‌اند.
وي همچنين گفت: مي‌توان تصور كرد كه بعضي شاعران وزن را مي‌شناسند و در زمينه شعر - چه در قالب‌هاي كهن و چه نيمايي - به تجربه‌هايي دست زده‌اند، اما بعدا حس مي‌كنند اين قالب‌ها جواب‌گوي نياز آن‌ها نيست و آن‌وقت به آفاق بي‌وزني مي‌رسند كه حساب اين دسته جداست. منظورم، عده‌اي از شاعران است كه بدون شناخت از وزن و بدون آشنايي از جريان موزون انديشگي و آن‌چه باعث انسجام فكر آن‌ها مي‌شود، از وزن استفاده نمي‌كنند؛ كار اين‌ها در حقيقت ابتر و ناقص است.
او دليل استفاده نكردن عده‌اي ديگر از شاعران از قالب‌هاي نيمايي را اعتقاد نداشتن آن‌ها به اين قالب ذكر كرد و توضيح داد: اين عده فكر مي‌كنند كه شعر بايد در همان محدوده سنتي نفس بكشد و كارهايشان را در قالب مثنوي، قصيده، غزل، قطعه، رباعي و در نهايت چارپاره محدود مي‌كنند.
قالب و تنگ شدن عرصه براي شعر
به‌گفته ايرج صف‌شكن، شعر در طي راهپيمايي بزرگي كه در طول اين سال‌ها داشته، به اين نتيجه رسيده كه نيازي ندارد از عصا استفاده كند و به همين دليل خود را از قالب رها كرده است.
وي با بيان اين مطلب كه شعر، موجودي مستقل و تواناست و مي‌تواند خود را بيان كند، افزود: شعر خود به اين نكته رسيده كه قالب‌ها عرصه را برايش تنگ مي‌كنند و در اوزان عروضي نمي‌توان همه چيز را بيان كرد.
اين شاعر متذكر شد: اين‌كه بعضي از شعرها موفق نيستند، داستان ديگري است و هميشه در طول تاريخ وجود داشته؛ اما ديگر اين‌كه بسياري از شعر‌ها هم ماندگار مانده‌اند.
شعر از نفس افتاده است
همچنين ولي‌الله دروديان معتقد است: امروز گويي شعر از نفس افتاده است، اما در آينده در قالبي جديد احيا خواهد شد.
اين شاعر درباره سختي قالب نيمايي و نزديك نشدن شاعران به اين قالب گفت: نمي‌توان هنري را انتخاب كرد كه محدوديت نداشته باشد. به هر حال هر قالبي محدوديت‌هاي خاص خود را دارد و وقتي كسي شعر را انتخاب مي‌كند، بايد سختي‌ها و محدويت‌هاي آن‌را هم بپذيرد؛ ولي شعرهاي امروز متاسفانه چيزي ندارند و آينه‌اي نيستند كه خود را در آن ببينيم. شاعران خود شعر مي‌گويند و خود مي‌فهمند. اما گمان نمي‌كنم كه شاعري به‌خاطر سختي يك قالب آن را انتخاب نكند.
او همچنين اظهار داشت: به نظر مي‌رسد عصري گذشته و زمانه‌ شعر قالبي سپري شده است. بايد منتظر ماند تا زمانه ديگري برسد و شاعراني پيدا شوند كه توانايي‌هاي تكنيكي شعر را درك كنند. شايد استعدادهاي در آينده پيدا شود كه در قالب نيمايي توانا باشند و آن‌را احيا كنند، ولي امروز زمان آن نيست.
شعر نيمايي و به راه خود رفتن
با اين اوصاف، محمدجواد محبت اعتقاد دارد: در روزگار ما قالب نيمايي از توجه و فراخناكي ذهن برخوردار است؛ اما محصول كار در آينده قضاوت خواهد شد.
وي با بيان اين مطلب كه شعر نيمايي راه خود را مي‌رود، ادامه داد: هر چند كه اين شعر به شعر سپيد و زوايد آن منجر شده، اما غزل و رباعي همچنان كار خود را مي‌كنند؛ چراكه غزل معمولا براي ذهن چيزي شيرين است و شعر نيمايي هم براي مضامين اجتماعي قالب خوبي است؛ زيرا مي‌تواند طولاني‌تر شود، ادامه يابد و در عين حال خستگي نياورد.
پتانسيل‌هاي شعر نيمايي تمام نشده است
شاپور پساوند نيز گفت: ظرفيت‌ها و پتانسيل‌هاي قالب نيمايي هنوز تمام نشده و چنان كاري كه بايد روي آثار نيمايي انجام شود، انجام نشده است.
به اعتقاد او، قابليت‌هاي قالب نيمايي هنوز آن‌چنان مطرح نشده تا ديگران از آن استفاده كنند و ما خود نيز به اين ظرفيت‌ها پي نبرده‌ايم، يا آن را فراموش كرده‌ايم و يا نشناخته از آن گذر كرده‌ايم.
پساوند با اعتقاد بر اين كه عملا روي شعر نيما كار جدي نشده است، افزود: اساس گفته‌هاي نيما روي اين بود كه ما بايد در محتوا، ‌شكل ظاهر، نگاه شاعر و زبان تغيير ايجاد كنيم، اما در تمام اين كارها روي اين كه خود نيما چه كرده،‌ اثري نمي‌بينيم.
اين شاعر همچنين متذكر شد: شاعران بايد بياموزند و فقط به فكر چاپ آثار خود نباشند. به جاي اين كارها به ديگران بياموزند تا آثار نيمايي را بازخواني كنند و روي آن كار كنند. بسياري از شاعران خود نيما را نفهميده‌اند و حرف‌هاي نيما در گوششان فرونرفته است؛ كساني كه در صفحاتي از كتاب‌هايشان تصوير نيما را پشت تصوير خود مي‌گذارند.




ارسال شده بوسيله payk
 
     لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد ادبيات و هنر
· سایر مطالب نوشته شده توسط payk


پربازدیدترین مطلب در زمینه ادبيات و هنر:
است / هست‌


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 3.06
تعداد آراء: 15


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


"آيا بناي شعر نيمايي متروكه شده است؟" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چيه؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

كليه حقوق اين صفحه متعلق به پيمان ملي ميباشد
©2008 Paymanemeli

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.35 ثانیه